مبانی سبک زندگی اسلامی – مسجد النبی ولنجک

تکلیف ما حفظ فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی است.

این مطلب را با آن ها که دوستشان دارید به اشتراک بگذارید:

سبک زندگی اسلامی

مقام معظم رهبری در سال ۱۳۹۱ در خراسان جنوبی سخنرانی داشتند که در آن به سبک زندگی اشاره داشتند:

یکی از ابعاد پیشرفت با مفهوم اسلامی عبارت است از سبک زندگی کردن، رفتار اجتماعی، شیوه ی زیستن – اینها عبارهٌ اخرای یکدیگر است. این یک بعد مهم است .ما اگر از منظر معنویت نگاه کنیم , که هدف انسان، رستگاری و فلاح و نجاح است ،باید به سبک زندگی اهمیت دهیم .اگر به معنویت و رستگاری معنوی اعتقادی هم نداشته باشیم، برای زندگی راحت، زندگی برخوردار از امنیت روانی و اخلاقی، بازپرداختن به سبک زندگی مهم است.بنابراین مسئله، مسئله ی اساسی و مهمی است.

متاسفانه دین با زندگی مردم ارتباطی ندارد.مرحوم شریعتی میفرمایند :خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.

تکلیف ما حفظ فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی

فرهنگ، مثل آب و هواست. فرهنگ، یعنی همین رسوم و آدابی که بر زندگی من و شما حاکم است. فرهنگ، یعنی باورها و اعتقادات ما و چیزهایی که زندگی شخصی و اجتماعی و داخل خانه و محیط کسب یک جامعه با آنها روبه‌روست. جمهوری اسلامی، فرهنگ غربی را رد کرد و گفت ما فرهنگ مستقل اسلامی داریم.

اسلام، تکلیف مسلمانان را در معاشرت، در کیفیت زندگی فردی، در خورد و خوراک، در لباس پوشیدن، در درس خواندن، در روابط با حکومت، در روابط با یکدیگر و در معاملاتشان معین کرده است. ما نمی‌خواهیم اینها را از غربیها یاد بگیریم و از آنها تقلید کنیم. جمهوری اسلامی، از اول این را نشان داد.

هدف تمدن نوین اسلامی است

ما اگر پیشرفت همه جانبه را به معنای تمدنسازی نوین اسلامی بگیریم بالاخره یک مصداق عینی و خارجی برای پیشرفت با مفهوم اسلامی وجود دارد. اینجور بگوئیم که هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامی، ایجاد یک تمدن نوین اسلامی است؛ این تمدن نوین دو بخش دارد: یک بخش، بخش ابزاری است؛ یک بخش دیگر، بخش متنی و اصلی و اساسی.

بخش ابزاری عبارت است از همین ارزشهائی که ما امروز به عنوان پیشرفت کشور مطرح میکنیم :

علم،اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسی و نظامی، اعتبار بین المللی، تبلیغ و ابزارهای تبلیغ؛ اینها همه بخش ابزاری تمدن است؛ وسیله است.

اما بخش حقیقی:آن چیزهائی است که متن زندگی ما را تشکیل میدهد

که همان سبک زندگی است این، بخش حقیقی و اصلی تمدن است؛

مثل مسئله ی خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزی،تفریحات، مسئله ی خط، مسئله ی زبان، مسئله ی کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتارما در فعالیت سیاسی، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانهای که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر،

رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهای ما، نظافت و طهارت

ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه؛ اینها آن بخشهای اصلی تمدن است، که متن زندگی انسان است.

مقام معظم رهبری در این جلسه سوالاتی را مطرح کردند:

الگوی تفریح سالم چیست؟ نوع معماری در جامعه ی ما چگونه است؟

چقدر نوع معماری کنونی ما متناسب با نیازهای ماست؟ چقدر عقلانی ومنطقی است؟

طراحی لباسمان چطور؟

مسئله ی آرایش در بین مردان و زنان چطور؟

آیا ما در بازار، در ادارات، درمعاشرتهای روزانه، به همدیگر به طور کامل راست میگوئیم؟

در بین ما دروغ چقدر رواج دارد؟

چرا پشت سر یکدیگر حرف میزنیم؟

بعضیها با داشتن توان کار، از کار میگریزند؛ علت کارگریزی چیست؟

و اینکه باید چه بکنیم:

چه کنیم که ریشه ی ربا در جامعه قطع شود؟

چه کنیم که حق همسر – حق زن، حق شوهر – حق فرزندان رعایت شود؟

چه کنیم که طلاق و فروپاشی خانواده، آنچنان که در غرب رائج است، در بین ما رواج پیدا نکند؟

چه کنیم که زن مجبور نباشد بین این چند تا، یکی اش را انتخاب کند؟

حد زاد و ولد در جامعه ی ما چیست؟

 

شناخت دشمن در موضوع سبک زندگی بسیار با اهمیت است.قدرت های جهانی سه دوره سلطه را بر جهان داشتند که به شرح ذیل است:

۱– دوره سلطه نظامی (دوره استعماری)

الف- تربیت و اعزام جاسوسان برای بسترسازی سلطه.

ب- سلطه نظامی بر کشورهای جهان سومی و به ویژه اسلامی.

ج- تغییر زیرساخت های فرهنگی (خط ، زبان ، ..) با استفاده از زور سلطه.

هر جا انگلیسها وارد شدند، زبان مردم بومی را تبدیل کردند به انگلیسی؛ اگر زبان رقیبی وجود داشت، آن را از بین بردند. در شبه قاره ی هند، زبان فارسی چند قرن زبان رسمی بود؛ تمام نوشتجات، مکاتبات دستگاههای حکومتی، دولتی، مردم، دانشوران، مدارس عمده، شخصیتهای برجسته، با زبان فارسی انجام میگرفت. انگلیسها آمدند زبان فارسی را با زور در هند ممنوع کردند، زبان انگلیسی را رائج کردند….

فرانسویها هم در کشورهائی که تحت استعمار آنها بود، زبان فرانسه را اجباری کردند… غربیها آنجائی که توانستند، بنیانهای فرهنگی و اعتقادی را از بین بردند.

۲- دوره سلطه فرهنگی و استفاده از نخبگان

الف- شناسایی و تربیت نخبگان موثر در قدرت.

ب- سلطه بر مراکز فرهنگی و دانشگاهی.

ج- ترویج فرهنگ و ارزش های غربی از طریق نخبگان.

فرهنگ غرب، فرهنگ نابودکننده ی فرهنگ هاست. هرجا غربیها وارد شدند، فرهنگ های بومی را نابود کردند، بنیانهای اساسیِ اجتماعی را از بین بردند؛ تا آنجائی که توانستند، تاریخ ملتها را تغییر دادند، زبان آنها را تغییر دادند، خط آنها را تغییر دادند.

 3- دوره سلطه ارتباطاتی و استفاده از روش های نرم و تغییر در سبک زندگی توده های مردم.

الف- تقویت زیر ساخت های ارتباطی و رسانه ها وسلطه رسانه ای بر کشورهای جهان سومی و به ویژه اسلامی.

ب- استفاده از همه ابزارهای علمی و رسانه ای در جهت تاثیر گذاری بر توده های مردم.

ج- هدف گیری تغییر در سبک زندگی بومی (کشورهای هدف).

 

این مطلب را با آن ها که دوستشان دارید به اشتراک بگذارید:

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.