جلسه ششم کلیات فقه نظام (آیت الله اراکی)

کسی نگوید در جامعه ی اروپا رفاه وجود دارد!  نخیر ! آنجا رفاه ۱٪ است . این رفاه را ما می گوییم. در جامعه آمریکا و اروپا واقعا رفاه ، رفاه ۱٪ است ، رفاه نیست. 

این مطلب را با آن ها که دوستشان دارید به اشتراک بگذارید:

 بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت امام باقر علیه السلام. که در روز گذشته، سالروز آن بود ، تسلیت عرض می کنم.

شهادت حضرت مسلم علیه السلام را که گفته می شود در چنین روزی بوده ، هم در آستانه ی مبارکه ی روز عرفه و عید سعید قربان و عید بزرگ ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام هستیم، و این اعیاد را به شما تبریک عرض میکنم. امیدواریم خداوند به ما توفیق بدهد ،آنچه را که ضروری است را بگوئیم و بشنویم و عمل کنیم ، ان شاءالله

نظام اقتصادی

تعریف نظام اقتصادی و فقه نظام اقتصادی     

نظام اقتصادی یا حتی سیستم اقتصادی منظور چیست؟ وقتی می گوییم فقه نظام اقتصادی،  منظورمان از فقه نظام اقتصادی چیست؟

نظام اقتصادی!  مراد از نظم ، مراد از نظام ، نظم حاکم بر روابط اقتصادی جامعه است.منتها این نظم اقتصادی حاکم بر جامعه،  از دو نگاه دیده می شود . وقتی می خواهیم نظم اقتصادی را بحث کنیم، نظم اقتصادی حاکم بر روابط اجتماعی،  می گوییم نظم حاکم بر روابط اجتماعی جامعه را که می خواهیم ملاحظه کنیم، گاهی با این نگاه به این نظم حاکم می نگریم، از نگاه روابط علّی و معلولی حاکم بر این روابط اقتصادی

روابط علّی و معلولی در نظام اقتصادی

مقصود از روابط نظام علّی و معلولی یعنی اینکه چنین بحث کنیم،که اگر !چه وضعی پیش آید در نظام؟ و چه نتیجه ای بار خواهد شد؟ این نتیجه درست است یا نادرست؟  خوب است یا بد؟ عدل است یا ظلم ؟ کاری به این نداریم! کار به این داریم که، دو پدیده ی به هم پیوسته وجود دارد ، مثل همه ی پدیده هایی که در جهان هستی وجود دارد.

بنای نظام هستی،  نظام علّی و معلولی است. این نظام علّی و معلولی که در بستر جهان هستی حاکم است؛ بخشی از آن هم در بستر روابط اقتصادی جامعه محقق میشود. 

مثلا: فرض کنید من این ۳ قانون را مثال زدم ، که این ها از قوانین مربوط به نظم علّی و معلولی،  جامعه است؛ حالا ! این قانون درست است یا درست نیست؟ اشکال اینجا نیست ، ولی قانون که گفته می شود و این نظریه که مطرح می شود، رابطه  علّی و معلولی ، روابط حاکم بر جامعه از لحاظ اقتصادی تبیین کند . قانونی که مثال زده ام مثل:

۱. قانون عرضه و تقاضا: قانون عرضه و تقاضا،  کاری به این ندارد که این عدل است یا ظلم است ! خوب است یا بد ! می گوید هر وقت کالا ، در بازار عرضه اش فزونی یافت ، با فزونی عرضه ی کالا ، هر چه کالا عرضه اش بیشتر شد ، خواه نا خواه اینجا یک رابطه بین عرضه و تقاضا به وجود می آید، که عرضه زیاد یک رابطه ای با تقاضا دارد ،

و تقاضای زیاد یک رابطه ای با عرضه!  تقاضای زیاد عرضه را کم می کند و عرضه ی زیاد تقاضا را کم می کند.

یعنی : رابطه ی معکوس بین عرضه و تقاضا حاکم است.

وقتی عرضه زیاد شد ، تقاضا به تدریج پایین می آید ، و وقتی عرضه کم شد تقاضا بالا می آید. رابطه ی بین عرضه و تقاضا،  یک رابطه ای است ، حالا بعنوان یک رابطه ی علّی و معلولی مطرح شد. درست است یا درست نیست! کاری نداریم!  یک همچنین چیزی وجود دارد! یا نه؟

۲. قانون بارده نزولی : این قانون می گوید ( عرض کردیم : کاری نداریم که درست است یا نه ؟! گفته می شود،  چنین قانونی در بازار وجود دارد.) سرمایه گذاری چه در عرصه ی کشاورزی،  چه در عرصه ی صنعت ، هر چه سرمایه گذاری بیشتری می کنید ، اینطور نیست که به همان اندازه،  هر چه سرمایه گذاری بیشتر شود، سود هم بیشتر بشود.نه !

مثلا : فرض کنید که اگر شما ۱۰۰ م. سرمایه گذاری کنید ، اگر ۲۰ م. سود عائد خواهد داشت، اگر این ۱۰۰م. بشود ۲۰۰ م. یعنی دو برابر شد، این چنین نیست که سود ۴۰ م. بشود نه! این ۲۰ م. می شود ۳۰ م. و هر چه سرمایه گذاری بیشتری شود ، نسبت افزایش سود ، به آن اندازه نیست بلکه نسبت افزایش سود نزولی خواهد بود و پایین می آید ، که به این می گویند: ” بارده نزولی” یعنی بازده(سود) نزول پیدا می کند . به همان اندازه ای که سرمایه گذاری افزایش یافت ،سود هم افزایش می یابد ؟ نه !

آن بارده به تدریج کاهش پیدا می کند ،تا جائی که سرمایه گذاری را آن قدر افزایش می دهید ؛ تا جایی که سود افزایش نمی یابد و سود اضافه ای عائد نخواهد شد، قانون این است . یک قانونی است که حاکم بر بازار تولید است.

۳. قانون معروف به ” قانون مالتوس ” که معتقد بود، در کره ی زمین ، ثروت محدود است.

منابع طبیعی کلا ، منابع محدود و کمیاب است. چون منابع محدود است،  هر چه هم سرمایه گذاری بشود ، برای افزایش ثروت و افزایش غذا ، مخصوصا تولیدات غذایی ، هر چه سرمایه را بیشتر کنید ، این چنین نیست که به همان اندازه ، شما بتوانید غذای بیشتری تولید کنید! اصلا نسبت افزایش میزان تولیدات غذایی با افزایش جمعیت،  این نسبت،  متساوی و نسبت همسان نیست. افزایش جمعیت نسبتش ، “نسبت هندسی “( به تعبیر آنها)  است ، ولی افزایش تولیدات غذایی ” نسبت حسابی” است .

یعنی: تولیدات غذایی وقتی افزایش می یابد ، مثلا: اگر شما ۱۰۰ تُن گندم تولید کنید ! اگر زیادتر تولید کنید می شود ۵۰ تُن یا ۲۰۰تُن ! اما جمعیت وقتی افزایش پیدا کند ، یک میلیون ضربدر می شود و این یک م. می شود ۵ م. و ۵ م. می شود ۲۰ م. می شود ۱۰۰ م.

افزایش جمعیت،  که می گویند جمعیت را رها کنید .  لذا قانون کنترل جمعیت بر این اساس ، مطرح شد و از آن به قانون کنترل جمعیت و قانون ” مالتوس ” تعبیر می کنند .

اینها یک سری قوانین اقتصادی اند که در حقیقت،  تبیین قوانین روابط علّی و معلولی ، پدیده های اقتصادی در جهان است.

این یک جور نظمی است که به هر حال مطرح است.  حالا اینکه ، این نظریه ای که این نظم را کشف می کند، درست است یا نادرست است ؟! حرف دیگری است .

این نوع نظریه ها آیا در همه ی جوامع صادق است؟ در همه ی جوامع این نظریه ها  به همین شکل است ، یا در جوامع مختلف روابط علّی و معلولی،  می تواند متفاوت باشد؟

ما اینجا بحث های مربوط به همان علوم انسانی را در حقیقت به یک شکلی که مربوط به کلّ علوم انسانی می شود ، این بحث،  که شما در علوم انسانی ، آن علوم انسانی که رایج در دانشگاه هاست و تدریس می شود .در این علوم انسانی غالبا به همین مسئله می پردازند که قوانین حاکم بر روابط انسان ها در جامعه!!!

حالا این قوانینِ حاکم ، حاکم بر رفتار فرد است یا از لحاظ پدیده های روانی ،که می شود روانشناسی .یا پدیده های اجتماعی است ،می شود جامعه شناسی، از لحاظ پدیده های اقتصادی می شود علم اقتصاد.

به هر حال ، قوانین حاکم بر پدیده هاست.

گاهی پدیده هارا ،ما در عرصه ی هستی می بینیم،گاهی پدیده ها را در عرصه ی رفتار انسان می بینیم.اگر این پدیده ها،پدیده های رفتاری و آن هم رفتارهای اختیاری باشند ! می شود علم انسانی، این پدیده های اختیاری و قوانین حاکم بر این پدیده های اختیاری، یعنی پدیده های رفتار اختیاری انسان

مکتب نجف و مکتب قم        

آیت الله صدرآیت الله خوییآیت الله نائینی

 

 

 

 

 

 

مکتب نجف:  میرزای نائینی ،آیهالله خوئی ، آیه الله صدر …….

اینجا یک بحثی مفصل هست، اگر بخواهیم بحث حوزوی بکنیم : بین مکتب نجف و مکتب قم

اینجا بحث جالبی است، ( کمی دائره ی ذهن دوستان توسعه پیدا کند) مکتب نجف که می گوییم،  یعنی مکتبی که عمدتا از دوران میرزای نائینی تا آیه الله صدر( شهید محمد باقر صدر) ادامه دارد .که این مکتب معتقد است در علوم انسانی،  علم قطعی نمی توانیم داشته باشیم!یعنی اصلا علم نمی توانیم داشته باشیم؛ به این معنایی که در شناسایی پدیده های هستی می توانیم علم داشته باشیم،  روابط ، روابطِ قطعی ، روابط حتمی است ، رابطه ی علّی و معلولی است. یعنی وقتی می گوییم: کسوف ، وقتی می گوییم خسوف ، وقتی می گوییم: حرارت ، کشش یک جسم،  جاذبه و … این قوانین علّی و معلولی است. بین قانون جاذبه و وزن جسم یک نسبتی وجود دارد،  به این نسبت ، نسبت قطعی مبتنی بر قانون علت و معلول می گویند

آیا این چنین قانونی که علت و معلولی باشد ، که اگر چنین شد ! آن نتیجه حتما محقق خواهد شد

اصلا رابطه ی علّی و معلولی در رفتار های اختیاری انسان ها داریم؟یعنی می توانیم پیش بینی کنیم ؟ اصلا قابل پیش بینی خواهد بود؟ یا خیر؟ چون قابل پیش بینی بودن مبتنی است بر وجود رابطه ی علّی و معلولی.

رابطه ی یک پدیده با پدیده دیگر ، اگر چنین بود این قانون علّی و معلولی بر رفتارهای انسانی ،حاکم بود ؛ اینجا رفتار انسانی هم قابل پیش بینی خواهد بود،  و ما می توانیم به یک علمِ شبیه علوم طبیعی ، در رفتار های انسانی برسیم؛ یعنی علوم انسانی ما هم از همان اندازه و همان مقدار نتیجه بخشی و قابلیت بخشی که در علوم طبیعی وجود دارد ، خواهند بود.

در مکتب نجف معتقدند که همچنین چیزی وجود ندارد! یعنی رابطه ی علّی و معلولی به این شکل که بین پدیده های طبیعی وجود دارد،  در رفتارهای انسانی وجود ندارد،  اما در مکتب قم ،نه! مکتب قم که می گوییم : حضرت امام(ره) و علامه طباطبایی(ره) و شهید مطهری(ره) و بزرگانی که بیشتر نگاهشان فلسفی است به این مسئله!  در حالیکه نگاه مکتب نجف ، اصولی است . یعنی بیشتر این مطلب را از دیدگاه بحث های اصولی و فقها بحث کرده اند.

اگر کسی می خواهد جزئیات بیشتری را پیدا کند ، به کتاب” آزادی علیت “مراجعه کند ، که تفصیل این مسئله هست، که این بنیاد علوم انسانی است.

علامه طباطبایی و شهید مطهریامام خمینی

 

مکتب قم : امام خمینی ، آیت الله طباطبائی ، آیت الله شهید مطهری ……

روابط علّی و معلولی در رفتارهای انسان

بحث علوم انسانی است ، که تا چه حد از ارزش قابل اعتنا برخوردارند، و چه مقدار قابلیت پیشگویی در علوم انسانی وجود دارد.

این بحث ها کلا مربوط به روابط علّی و معلولی،  بین پدیده های رفتاری انسان است.

یک نوع نظام اقتصادی که ما می گوییم: گاهی نگاهمان به اینگونه روابط علّی و معلولی است، اینگونه روابط علّی و معلولی را در چه علمی بحث می کنیم؟

در علم اقتصاد سیاسی، که به آن تعبیر می شود،  یا علم اقتصاد.

یعنی علمی که به رابطه علّی و معلولی،  پدیده های اقتصادی می پردازد و این پدیده ها را کشف می کند و این رابطه ها را کشف می کند

روابط علّی و معلولی در پدیده های اقتصادی

روابط علّی و معلولی بین پدیده های اقتصادی را اینجا حرفی داریم:اینکه بر فرض هم بپذیریم که این روابط علّی و معلولی را

 که ما البته می پذیریم . یعنی ما نظریه خودمان را در چنین جایی پذیرش ، این رابطه ی علّی و معلولی است،  البته نه

تفصیلی که در مکتب قم وجود دارد. 

یعنی ما “امر بین الامرین ” مکتب نجف و قم هستیم.!

از سوئی می پذیریم ،مکتب قم را و نه به آن تفصیلی که مکتب قم و در نظریات حضرت امام (ره) و علامه طباطبایی(ره) و شهید مطهری(ره) و …مطرح شده است.

تفصیلش اینجا نیست. این یک نوع از بحث است. بر فرض اینکه قبول کنیم ، چنین روابط علّی و معلولی را، آیا این روابط علّی و معلولی،  کلّیت پذیرند.

یعنی در هر جامعه ای یک سنخ ، از پدیده های اقتصادی وجود دارد یا می تواند متفاوت باشد.

یعنی بر فرض اینکه قانون علّی و معلولی را بپذیریم که می پذیریم،  و می گوییم یک سری پدیده های اقتصادی یک سری علت یک سری پدیده های اقتصادی و رفتار های اقتصادی هم باشند .

این رابطه ی علّی و معلولی وجود دارد. منتها شما اگر یک قانون را در یک جامعه سرمایه داری کشف کردید.

در یک جامعه سرمایه داری گفتید ، فرض کنید : یک قانون عرضه و تقاضا، قانون جمعیت ، هر چیزی ، اگر گفتید این قانون،  در جامعه سرمایه داری وجود دارد این الزاما به این معنا نیست ، که اگر شما یک جامعه ی دیگری داشته باشید،  با یک الگوی رفتاری دیگری ، همین قانون در جامعه ی با الگوی رفتاری دیگر قابل پیاده کردن باشد.

الگوی رفتاری چیست؟

الگوی رفتاری نظام به معنای دیگری است.  وقتی می گوییم نظام اقتصادی، مقصودمان این است که الگوی رفتاری جامعه در روابط اقتصادی اش ، این الگو متفاوت خواهد بود.

الگوی اقتصادی یعنی چه؟       

الگوی اقتصادی                                                                                               

یعنی آن نظم پیشنهادی که برای تامین عدالت و رفاه جامعه پیشنهاد می شود.

در این نظمِ به معنای دوم ، بحث عدالت مطرح است،  البته عدالتِ مقرون به رفاه، که پاسخ این پرسش ، که چه نظم بهتری می تواند در روابط اقتصادی جامعه پیاده شود، که عدالت بهتر و بیشتر و رفاه بهتری برای جامعه به همراه داشته باشد. در آن نظامِ بحث قبلی هم گفتیم که پرسش هست ،که چه رابطه ی  علّی و معلولی در رفتارهای اقتصادی جامعه وجود دارد؟ کاری ندارد که این رابطه ی علّی و معلولی عادلانه است؟ ظالمانه است؟ خوب یا بد است؟ نظام اقتصادی به معنای دوم یا نظام اجتماعی به معنای دوم، نه ! اینجا بحث این است که چه نظمی بهترین نظمی است که می تواند در جامعه پیاده شود،  که بتواند این هدف را ، هدف عدل ، یعنی عدالت را و رفاه را توامان بتواند تامین کند.

آیه کریمه ۹۶ سوره اعراف :” و لو انّ اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض و لکن کذبوا  فاخذناهم بما کانوا یکسبون ” اگر ایمان و تقوی پیشه کنند ( ایمان و تقوی یعنی چه؟  یعنی الگوی رفتاری جامعه! یعنی اگر این الگوی رفتاری مبتنی بر ایمان و تقوی در جامعه پیاده شود. ” لفتحنا علیهم برکات ” این نوع نظم اقتصادی،  که نظم اقتصادی ِ تامین کننده عدل و رفاه است ، این هم یک علم اقتصاد متناسب با خودش را به همراه می آورد. یعنی باز آن علم اقتصادی که رابطه ی علّی و معلولی بین پدیده ها را در جامعه بررسی می کند ، این می تواند متفاوت باشد، مطابق با آن نظام اقتصادی به معنای دومی که در جامعه پیاده می شود ، با توجه به تفاوت آن الگوی رفتاری که از لحاظ اقتصادی در جامعه پیاده می شود،. یک الگوی اقتصادی،  یک سری روابط علّی و معلولی را نتیجه می دهد که علم اقتصاد مخصوص به خودش را خواهد داشت.یک الگوی رفتاری دیگر ، یک سری علم اقتصادِ متناسب با خودش را نتیجه خواهد داد.  این حرف را در روانشناسی هم می گوییم این حرف را در جامعه شناسی هم می گوییم،  یعنی در علم روانشناسی هم ، این طور است.شما نمی توانید ، در علم روانشناسی،  یک قواعدی را بعنوان علم روانشناسی حاکم است! نه ! یک آدم مومن و مقید به ایمان و تقوی و ضوابط شرعی ، اصلا یک روانشناسی مخصوص به خودش دارد. یک آدم بی ایمانِ لاابالی ، بی عار و فاسد یک روانشناسی دیگری.

دارد . این مسئله بسیار مهم است . این چیزی است که می گوییم علم انسانی اسلامی که ما می توانیم داشته باشیم.

 علم انسانی اسلامی

 علم انسانی اسلامی یعنی ما می توانیم بگوئیم : اگر یک انسانی داشته باشیم که این انسان در رفتار خودش این الگوی رفتاری را انتخاب کند،  روابط رفتاری اش ، یعنی روابط یک رفتار با رفتار دیگرش ، روابط یک پدیده با پدیده ی رفتاری دیگرش متفاوت از آن انسانی است که تقوی ندارد .آدم خوب با آدم بد! از لحاظ قوانین حاکم بر رفتارهای اختیاری متفاوت است.

دو جور نگاه است ، بلکه چند جور نگاه ، در علم روانشناسی می توانیم داشته باشیم.

یا این بحثی که الآن من به مناسبت، متعرّض آن شدم.

پس ما وقتی می گوییم نظام اقتصادی!  الان مراد ما از نظام اقتصادی که می خواهیم اینجا بحث کنیم ، آن الگوی روابطی است که در یک جامعه پیاده می شود،  آن الگوی بهتری که بت اند عدل و رفاه را بطور بهتر و بیشتر، تضمین کند.

در یک جامعه وقتی می گوییم فقه نظام اقتصادی،  فقه ،  دانش تبیین کننده نظام است. دانشی که این نظام را تبیین می کند،  فقه نظام اقتصادی است.

ما این دانش را در جای دیگری پیدا نمی کنید.

بنابراین ما اول نظام اقتصادی داریم ،چون شریعت اسلام نیامده ، که فقط الگوی رفتار فرد را تبیین کند؛ بلکه اساسا اسلام آمده تا برای جامعه نه برای فرد ! اصل در اسلام،  اسلام اجتماعی است. اسلام فردی مقدمه ی تضمین آن اسلام اجتماعی است.  به تعبیر ما ، فقه کلان داریم،  که این فقه کلان چه فقهی است ؟فقهی است که الگوی روابط اجتماعی را تبیین می کند.  یا بگوئید الگوی رفتار انسانی را در سطح کلان تبیین می کند. فقه کلان اقتصادی یا فقه کلان کلا.

فقه خُرد ، فقهی است که الگوی رفتاری تک، فرد را مطرح می کند.  اینکه در مباحث اولیه ای که در جلسات اول فقه نظام سیاسی داشتیم که ، در نظام اسلامی جامعه تعریف دارد : مجموعه ی انسان هایی که،  این مجموعه ی انسان ها در حاکمیت واحدی با هم ارتباط پیدا می کنند ، این جامعه است.

یعنی تا حاکمیت وجود نداشته باشد، جامعه معنا ندارد. اگر همه ی جمعیت کره ی زمین در یک جا جمع شوند،  در یک منطقه ی جغرافیایی واحدی ، اما نظام حاکمیتی واحدی بر اینها حاکم نباشد،  یعنی همان فرمان واحدی که آنها را به هم ربط ندهد  و یکی نکند ، اینها جامعه نمی شوند.

جامعه وقتی جامعه است که نظام رفتاری واحدی بر مجموعه ی انسان ها حاکم شود. یعنی این انسان ها در چارچوب یک حاکمیت واحد به هم پیوند بخورند.این همان چیزی است که از آن به ” ولایت” تعبیر می کنیم.

این مسئله ولایت ،بسیار مسئله مهمی است.ولایت است که جامعه را ، جامعه می کند ، و انسان های فرد را به یک انسان کلان تبدیل می کند. خیلی تعبیر ، تعبیر دقیقی است.

گاهی به واژگان فقهی و دینی و قرآنی که نگاه می کنیم،  می بینیم که ، این واژگان چقدر دقیق اند.هر کاری می کنیم که واژه ی دیگری را بیاوریم که بتواند معنای این واژه را بدهد ، کمتر موفق می شویم.

استاد بزرگوارم آیه الله مصباح(حفظه الله ) می فرمودند: واژه ی” ولایت” را هر چه گشتم در فارسی که بتواند خوب ، تمام معنای ولایت را بازگو کند ، نتوانستم پیدا کنم.که ما عرض کردیم : شاید واژه ی ” وابستگی و پیوستگی” به واژه ی ولایت نزدیک باشد . البته پیوستگی شامل تر هست! منتها به تعبیر ایشان این پیوستگی آن شمول و شموخ و آن عمق واژه ی ولایت را ندارد .

پس ما تاکنون به تفصیل و شرح معنای نظام اقتصادی اسلام،  فقه نظام اقتصادی رسیدیم.

من در این که مطلب را خلاصه کنم ، این تعریف را اینگونه تنظیم کرده ام که ، نظم حاکم دو معنا دارد:

. ۱- نظم علّی و معلولی،  که حاکم بر روابط اقتصادی جامعه است که، از آن به قوانین علمی یا قوانین اقتصاد سیاسی حاکم بر جامعه تعبیر می شود .گاهی از این نوع نظام اقتصادی به ” نظام توصیفی “ هم تعبیر می شود.

. ۲- نظم حاکم به معنای الگوی بهتر روابط اقتصادی در جامعه،  که بتواند عدل بیشتر و رفاه بهتر را در جامعه تامین کند

این یک معنای دیگری از نظام اقتصادی است. ما که می گوییم فقه نظام اقتصادی،  مقصودمان از نظام اقتصادی ، این نظام است. از این نوع بحث اقتصادی گاهی به “اقتصاد دستوری ” تعبیر می کنند. در اصطلاحات رایج اقتصادی،  در علم اقتصاد روز، گاهی به ” اقتصاد تکلیفی ” در مقابل ” اقتصاد توصیفی” .ولی ما کاری به این واژگان نداریم.

 

قواعد سه گانه در نظام اقتصاد اسلامی

. ۳ نوع قاعده ی علمی ، اقتصادی را در اینجا بیان می کنیم : این دیگر قاعده ی علم الاقتصادی است ، مربوط به تبیین روابط علّی و معلولی پدیده های اقتصادی است که ، این ۳ قانون بر جامعه ای جاری است ، که نظام اقتصادی اسلامی بر آن حاکم باشد ، یعنی آن الگوی اسلامی را در روابط اقتصادی پیاده کند . آن الگوی اقتصادی یک قوانین ویژه ی خودش را در پی خواهد داشت. کشف این قوانین علم الاقتصاد اسلامی خواهد بود.  یعنی علم الاقتصاد جامعه ی اسلامی.

این ۳ قانون را من بیان می کنم ، که قانون کلی است ، وگرنه قوانین زیادی وجود دارد،  ولی این ۳ قانون کلی ،مهم ترین آنها ست ( می شود گفت مهم ترین قوانین کلی است)

قانون ۱- علیّت عدل برای رفاه اجتماعی:

علیّت عدل برای رفاه اجتماعی

 عدل ، در روابط اقتصادی و رفاه اقتصادی رابطه ی مستقیم وجود دارد،  یعنی هر چه عدل بیشتر باشد،  رفاه اقتصادی بیشتر می شود. این رابطه را در اقتصاد های دیگر به این شکل تعریف نمی کنند ، چنین چیزی وجود ندارد، این مخصوص به اسلام است. دلیلش همین آیه ای است که قبلا عرض کردم.( آیه ۹۶ سوره اعراف )

وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ

و چنانچه مردم شهر و دیارها همه ایمان آورده و پرهیزکار می‌شدند همانا ما درهای برکاتی از آسمان و زمین را بر روی آنها می‌گشودیم و لیکن (چون آیات و پیغمبران ما را) تکذیب کردند ما هم آنان را سخت به کیفر کردار زشتشان رسانیدیم.

وقتی عدل در جامعه پیاده نشود ، نتیجتا در جامعه آشفتگی اقتصادی به وجود می آید و در نتیجه ی آشفتگی اقتصادی،  رفاه به هم می خورد . البته منظورمان از رفاه ، رفاه اجتماعی است. رفاه عمومی است.

کسی نگوید در جامعه ی اروپا رفاه وجود دارد!  نخیر ! آنجا رفاه ۱٪ است . این رفاه را ما می گوییم. در جامعه آمریکا و اروپا واقعا رفاه ، رفاه ۱٪ است ، رفاه نیست.  آنهایی که در آنجا زندگی کرده اند و به عمق جامعه ی اروپا و آمریکا رفته اند ، می توانند قضاوت کنند! آنجا عامه ی مردم در چه وضعیتی هستند؟ رفاه برای عامه وجود ندارد! مردم در سختی به سر می برند .فرد اگر یک روز کار نکند ، از پا می افتد.آنجا مردم ناچار آب کم مصرف کنند ، برق کم مصرف کنند .

یک وقتی آماری مطرح می شد در رسانه ها ، که کشور ما بیشترین مصرف آب و برق را دارد ! یکی از دلائلش این است که در آن جوامع فرد ناچار است ، نمی تواند راحت مصرف کند ، چون هزینه ها بالاست. (ما آنجا که بودیم شب که می شد دلمان می گرفت . ، چون چراغ ها کم سو بود ) اصلا فرهنگ جامعه این چنین است .

نه مثل ما که روز هم هست،  این همه چراغ روشن است ! اصلا چنین چیزی آنجا وجود ندارد

رفاهی که وجود دارد ، رفاه ۱٪ است ، رفاه اقلیتی است .رفاهی که مقصود ما هست این نیست. منظور ما از رفاه،  رفاه اجتماعی است. عدل است که رفاه اجتماعی ایجاد می کند و در مقابل عدم العدل یا ظلم،  آشفتگی اقتصادی به دنبال دارد.

در آیات دیگر قرآن کریم به همین مطلب اشاره دارد ، در آیه ۶۶ سوره مائده:

وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاهَ وَالْإِنْجِیلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ ۚ مِنْهُمْ أُمَّهٌ مُقْتَصِدَهٌ ۖ وَکَثِیرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا یَعْمَلُونَ

و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارشان به سویشان نازل شده است، عمل مى‌کردند، قطعاً از بالاى سرشان [برکات آسمانى‌] و از زیر پاهایشان [برکات زمینى‌] برخوردار مى‌شدند. از میان آنان گروهى میانه‌رو هستند، و بسیارى از ایشان بد رفتار مى‌کنند.

در این آیه رابطه ی عدل را در تورات و انجیل برای تنظیم روابط اقتصادی ارائه می فرماید. این یک قانون الهی است، این قانون در کجا پیاده می شود؟  در جامعه ای که این الگوی نظام اقتصادی اسلامی در آن پیاده شود. الگوی نظام عدل در او پیاده شود.

پس: بین عدل و رفاه یک نسبت دقیقا مستقیمی از لحاظ علمی وجود دارد ، که این نسبت مستقیم است، یعنی هر چه عدل بیشتر باشد ، رفاه اجتماعی بیشتر می شود.

این در واحد اجتماعی قابل اجراست ، اگر نظام اسلامی حقا نظام اسلامی باشد . یعنی در آن نظام اقتصادی اسلام که تامین کننده ی عدل و رفاه است.

اینکه گفتیم : عدل و رفاه ، در حقیقت عدل است که رفاه را به طور طبیعی به دنبال خواهد داشت

 

قانون ۲-  رزّاقیّت الهی:

رزّاقیّت الهی

 ( اینها قوانین مهمی است ، که اگر بخواهید اقتصاد اسلامی داشته باشید ، باید بدانید که با این قوانین،  اقتصاد اسلامی محقق خواهد شد) ” رزاقیت الهی ” و حاکمیت اراده ی الهی بر روابط اقتصادی و بر پدیده های اقتصادی،  این مسئله ای است که در قرآن کریم آن قدر مورد تاکید قرار گرفته که اصلا ملاک توحید حقیقی ، اعتقاد به این قاعده است. یعنی اگر کسی به این قاعده معتقد نباشد موحد نیست ! در منطق قرآن ، رزّاق خداست .

بله ! ما باید کار کنیم ،  تلاش کنیم،  به فرمان خدا عمل کنیم،  ولی آن کسی که رزق و روزی می دهد ،خداست.

در آیه ۲۲ سوره ذاریات :

” وَفِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَمَا تُوعَدُونَ ”  و روزی شما با همه وعده‌ها که به شما می‌دهند در آسمان است.

و در آیه ۵۸ سوره ذاریات:

إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّهِ الْمَتِینُ ”   همانا روزی بخشنده خلق تنها خداست که صاحب قوّت و قدرت ابدی است

 اینجا جمله از لحاظ ترکیبی ادبی ، افاده ی حصر می کند ، یعنی تنها خداست که رزّآق است

روی این مفهوم در قرآن کریم،  فوق العاده تاکید شده است.

در روایات ما هم زیاد دیده ایم که : رزق دست خداست. مخصوصا رزق مومنین یک قاعده ی دیگری دارد.  حالا چرا؟

این چرای جالبی است ! در ارزاق مومنین یک قانون خاصی حاکم است و آن این است که ارزاق مومنین ، که در آیه ۲ سوره حشر آمده :” فاتاهم الله من حیث لم یحتسبوا ” است.

یعنی انسانی که ایمان پیشه کند ، از آن جایی که خود بر مبنای محاسبات علمی ، پیش بینی نمی کند ، رزق او داده می شود.

این رزق پیش بینی نشده است و این چیز خیلی مهمی است. خود این یک کتاب بحث نیاز دارد. قانون و قاعده است. در قرآن کریم شدیدا به آن توجه شده است.  این که در آیات ۲ و ۳ سوره طلاق می فرماید:”

“وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ”

و هر کس خدا ترس و پرهیزکار شود خدا راه بیرون شدن (از عهده گناهان و بلا و حوادث سخت عالم) را بر او می‌گشاید. و از جایی که گمان نَبَرد به او روزی عطا کند، و هر که بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد کرد که خدا امرش را نافذ و روان می‌سازد و بر هر چیز قدر و اندازه‌ای مقرّر داشته است (و به هیچ تدبیری سر از تقدیرش نتوان پیچید)

و این قانون است.

  ارزاق غیر مومنین نه ! آدم های عادی ” من حیث لم یحتسبوا ” نیست ، به اندازه ای که کار می کنند ، رزق و روزی داده می شوند. اما ارزاق مومنین این طور نیست.  واجب است کار کنند . اما این که وقتی کار می کنند ، چقدر رزق و روزی به دستشان برسد . این قانونش ، اعتماد به خداست ، لذا توکل بر خدا در بازدهی اقتصادی در جامعه اقتصادی اسلامی اصل است.

نه یک موعظه! نه یک دعا ! (البته دعا برای خود قانون دارد) نصیحت نیست.

توکل بر خدا کن ، یعنی برو کار کن و بر خدا توکل کن! این را نه بعنوان یک موعظه می گوییم بلکه برای تبیین یک قانون است،  یعنی اگر شما رفتید، متوکلانه کار کردی، رزق و روزی زیادی نصیبت می شود. البته این احتیاج به بررسی علمی گسترده ای دارد  و ما یک بحثی داریم ، که در جامعه،  فرهنگ اقتصادی دینی حاکم شود. جهان بینی دینی باشد. این جهان بینی اقتصادی،  دینی باشد. این جهان بینی اقتصادی در رسانه ها،  در آموزش وپرورش،  در دانشگاه ها،  جامعه را باید با این فرهنگ دینی آشنا کنیم ، که برو کار کن توکل بر خدا .

خدا رحمت کند مرحوم آیت الله حائری شیرازی را که مرد بزرگی بود  ( آنچنان که بباید از ایشان استفاده نشد، قدرش دانسته نشد ) یک وقتی خدمت ایشان بودیم ، فرمودند : من به این آقایان دولتی ها می گویم و به این کشاورزان هم می گویم : که شما نباید این طور کار کنید ! که بروید آب می آید ، آب هست ، اگر آب هست کِشت کنیم ، که اگر آب نیست کِشت نکنیم. این درست نیست.  خدا باران را جایی می فرستد، که شما کِشت می کنید. شما کِشت کن ، خدا یارانش را نازل می کند. نه اینکه ، اول صبر کنیم ، ببینیم ، باران می آید تا بعد کِشت کنیم.این حرف درستی است. این مبتنی بر چه نگاهی است. نگاه به رزاقیّت خدا.این یک فرهنگ نیاز دارد . خیلی فرهنگ مهمی است. ما اگر مردم را عادت دهیم ، که مردم کار کنید شما .  فردی خدمت امام علیه السلام آمد و گفت: آقا ! هیچی نداریم ! نه سرمایه ای ، نه پولی ! چه کار کنیم .

حضرت فرمودند: ” برو یک جایی در بازار پیدا کن، آب پاشی کن و بساطی پهن کن و بنشین ، روی پارچه ای و منتظر باش ! ببین کاری برایت پیدا می شود؟

تعرّض بالرّزق “ این یکی از اصول مهم علم اقتصاد اسلامی است. یعنی انسان خودش را در معرض رزق الهی قرار بدهد. برود کار کند و خدا رزق را می رساند. و این فرد می گوید ، رفتم در بازار و پارچه ای پهن کردم و گوشه ای نشستم، کسی آمد گفت : فلان پارچه را می خواهم ! آیا می توانی آن را برایم پیدا کنی ؟ این مقدار هم به تو سود می دهم . گفتم : دو ساعت دیگر برایتان می آورم.  گفتم در بازار پارچه فروش ها ، گفتم آقا این پارچه را می خرم ،پولش را دو تا سه ساعت دیگر برایتان می آورم.  خریدم و آوردم و پولش را گرفتم و چند بار از این معاملات کردم و سودش را گرفتم.کم کم کارم گرفت ! توانستم سودی جمع کنم و چرخ کسب و کارم کاملا راه افتاد.

این نگاه مهم است .

شما می گویید : اقتصاد مقاومتی یعنی این ، نه اینکه بگوئیم منتظر بمانیم ، از طرف خارجی ها ، چیزی به ما رسید پس مشکلات ما حل م شود.  یکی از معضلات ما در این ۸ ساله بخصوص این را عرض می کنم:دقیقا عرض می کنم، این بود که ما رازق را آمریکا دانستیم،  نه خدای متعال، و گفتیم: تا رابطه مون با آمریکا و اروپا حل نشود،  وضع اقتصادی مملکت روبه راه نخواهد شد!

این دقیقا ضدّ آن  نگاهی است که در اقتصاد اسلامی داریم. اصلا در طول این ۸ ساله همه ی سیاستهای کلی دقیقا وارونه بوده و ضدّ آن چیزی بوده که سیاست های اقتصاد اسلامی،  اقتضا می کند.

خواهش می کنم  بر روی این مسئله،  شما کار کنید .

چون این که عرض می کنم بحث سیاسی نیست،  اختلاف سیاسی با یک جریان نیست! بحث علمی است.

بیایید بررسی کنید که ، در عرصه سیاست ، در عرصه ی برنامه ریزی های سیاسی،  اقتصادی،  فرهنگی،  اجتماعی،  حتی صدا و سیما،  ضدّ سیاست های اسلامی بوده است.

اگر بخواهیم بحث کنیم،  بحث خیلی دامنه دار است.

این وضعیتی که الآن در صدا و سیما وجود دارد!  خبرنگار می رود ، مانند مگسی که روی آلودگی می نشیند ، جایی  می رود که آلودگی است، و آن آلودگی را در جامعه پخش می کند.

هر کسی گرانفروشی کرده ! هر جایی کسی مالخوری کرده ! هر جایی کسی دزدی کرده ! هر جایی کسی کار بدی کرده است ، می رود به دنبالش و آن را پخش می کند برای جامعه! این ضدّ آیه کریمه است که می فرماید، در سوره نور آیه ۱۹ :” انّ الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم ”  اشاره به ” فاحشه ” همین است ! کسی یک جایی غلطی کرده ، شما این را در جامعه پخش کنید.

این همه آدم ، کار خوب می کنند ! اصلا در جامعه ی ما کار زشت و بد واقعا استثنایی است ، واقعا اقلیتی  است ،  خیلی خیلی کم است. نسبت به کارهای خوبی که در جامعه اتفاق میافتد.

این کاربد بسیار محدود ، آنچنان در جامعه پخش می شود و ترویج می شود و بزرگنمایی می شود ! که اصلا عادی سازی شده !مال مردم خوردن ، تخلف از قوانین، تخلف از موازین . ما دچار یک وارونگی شده ایم . در اجرای احکام اسلام !

من خیلی پسندیدم این مطلبی که شما و دوستان به نام دولت اسلامی مطرح کردید.منتها باید تبیین کنید چرا دولت اسلامی گفتید ! مهمترین کار است ، چون ما که می گوییم دولت اسلامی ! معتقدیم که سیاست ها و برنامه ریزی هایی که در طول این ۸ سال ! یا نه در طول حاکمیت های گوناگونی که از دولت موسوی  ۸ ساله ، آقای رفسنجانی ۸ ساله ، آقای خاتمی ۸ ساله،  آقای احمدی نژاد یک مقداری رفت به سمت تعدیل که آقا فرمودند : ” شعارهای انقلابی به گوشم می خورد” منتها  او هم باز برگشت به همان کارهایی که نباید بکنند. و این ۸ ساله آخر که ! چند تا ۸ سال دیگر، چهل سال شد و  می گذرد ! و مدام راه را کج می روند !

شما الان باید در این طرح  دولت اسلامی ، بگوئید: ما می خواهیم انقلابی نظیر انقلاب اول در این مملکت،  منتها ، انقلاب بازگشت به اسلام انجام دهیم ، نه بازگشت به اسلام در بنیادهای سیاسی نظام،  بنیاد سیاسی این نظام بنیاد اسلامی است  و سالم است،. زیر  بنای سیاسی و ساختارهای اصلی اش سالم است،  منتها برنامه ریزی ها و سیاست های مبتنی بر آن برنامه ها سالم نبوده است. ما می خواهیم اسلامی بشود .

اشاره کنم به قانون سوم:

قانون ۳-  کافی بودن منابع طبیعی زمین برای پاسخگویی به نیاز انسان ها به شرط عدل

بودن منابع طبیعی زمین

.

یعنی ما چیزی به نام عدم کافی بودن ،منابع طبیعی زمین برای پاسخگویی به نیاز انسان،  اصلا نداریم، در فرهنگ اسلامی! در آیات ۳۲ تا ۳۴ سوره ابراهیم :” الله الذی خلق السموات والارض و انزل من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقا لکم و سخّر لکم الفلک لتجری فی البحر بامره و سخّر لکم الانهار/ و سخّر لکم الشمس و القمر دائبین و سخّر لکم الیل و النهار/و ءاتاکم من کل ما سالتموه و ان تعدّوا نعمت الله لا تحصوها انّ الانسان لظلوم کَفّار”

ما چیزی بعنوان عدم کافی بودن یا کمبود (کمیاب با کمبود فرق می کند) در رزق و تامین ثروت و غذا و تامین مواد غذایی نداریم!

در آیات زیادی ، از جمله آیه ۶۲ عنکبوت :” الله یبسط الرزق لمن یشاء مِن عباده و یقدر له”

در آیه ۴۹ سوره قمر :” انّا کلَّ شیء خلقناه بِقَدر ”

در تامین منابع غذایی ” قَدَر ” وجود دارد ، یعنی اندازه گیری،  یعنی به اندازه هست.اما به اندازه کفایت ، برای همه هست ، هر چه جمعیت بشر بیشتر شود!  این اصل مهمی است.

بر مبنای نظریه ی اسلامی،  اگر این جمعیتی که امروز روی کره ی زمین است ، ده برابر هم بشود،  کره ی زمین پاسخگوی نیاز آن ها خواهد بود ! به چه شرط ؟ به شرط  ” عدل” چون ” قَدَر ” در جهان حاکم است.

اگر یک عده بخواهند بیایند ، همه ی این ثروت ها را جمع کنند ،ترامپ گفته: ما ۹۰٪ دارویی که تاثیر بر روی بیماری کرونا دارد ، از همه ی دنیا گرفته ایم و جمع کرده ایم .

این است که اشکال ایجاد می کند.در ثروت و اقتصاد هم همین کار را می کنند! اینها با پول بدون پشتوانه ی خودشان ، همه ی اقتصاد دنیا را بلعیده اند. وقتی بلعیدند ، در دنیا مشکل ایجاد می کنند. نابسامانی اقتصادی بوجود می آید.

این هم اصل سوم !

بنابراین ما در هفته های آینده همانطور که دوستان توضیح داده اند به فقه نظام اقتصادی می پردازیم.

کار به این قوانین فعلی  نداریم ! فقط  خواستیم اشاره کنیم که قوانین علممی ای وجود دارد که قوانین حاکم بر روابط اقتصادی و پدیده های اقتصادی ای هست که ور یک نظام اجتماعی _ اقتصادی اسلامی جاری است ، که اگر نظام،  نظام اقتصادی بود این قوانین بر آن حاکم بود.

فردا نیایند ، بگویند که این نظریاتی که شما می گویید در فقه اقتصادی با نظریه فلان ” ایسم ” و .. مطابق است!

نظریاتی که آنها می دهند ، مبتنی بر روابط اقتصادی جامعه ی سرمایه داری است .

ما می خواهیم اصولا،  جامعه ی دیگری را تعریف کنیم که روابط اقتصادی اش عزم دیگری دارد ، قوانین علمی دیگری بر این روابط حاکم خواهند شد،. و ما خواهش می کنیم از کسانی که در عرصه های اقتصاد،  بررسی علمی می کنند،  برای یکبار هم شده به حرف خدا و پیامبر گوش بدهند . برای یکبار هم شده باور داشته باشند که این هم یک علم است .

نه فقط آنچه از آن طرف دریاها می آید علم است ! و این علم نیست .

این علم است و تجربه هم شده است .اگر بخواهیم تجربه ی این علم را بیان کنیم صدها نمونه ی دالّ  بر صحت آنچه در اینجا بعنوان قوانین علمی مطرح کردیم ، دلیل و شاهد داریم . همین ۳ قانون که اشاره کردیم ، این قوانین علمی بر جامعه ای حاکم خواهد بود که د رآن جامعه بتوانیم نظام اقتصادی اسلامی را پیاده کنیم.

الگوی اقتصاد اسلامی:

 آن الگوی بهتر الگویی است که تضمین کننده ی عدل باشد، که به دنبال عدل اتفاق خواهد افتاد!  اینکه این الگوی چیست؟

این را در ۵ بحث بیان خواهیم کرد :

  1. توزیع نخستین ۲. تولید ۳. توزیع ثانوی یا مجدد    ۴. مبادله و قوانین حاکم بر مبادله    ۵. مصرف

ان شاءالله خداوند توفیق دهد این مطالب را به سرانجام برسانیم و آنچه را خدا راضی است بگوییم و بشنویم

                                                                             والسلام

شما می توانید متن جلسه ششم را بصورت یکجا در فایل pdf زیر دانلود و مطالعه فرمایید.

جلسه ششم

این مطلب را با آن ها که دوستشان دارید به اشتراک بگذارید:

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.