جلسه هشتم کلیات فقه نظام (آیت الله اراکی)

عنی جامعه ای که اهل عمل به کتاب خدا باشد،  جامعه ای که قانون الهی را پیاده کند، جامعه ای که به اسلام و دین خدا عمل کند ، این باید مرفّه باشد.

این مطلب را با آن ها که دوستشان دارید به اشتراک بگذارید:

بسم الله الرحمن الرحیم

اجزاء فقه نظام اقتصادی

بحث امروز ما در ادامه ی بحث در باره ی نظام اقتصادی اسلام،  گفتیم: نظام اقتصادی اسلام از ۵ بخش تشکیل می شود یا فقه نظام اقتصادی اسلام از ۵ بخش تشکیل می شود:

 ۱. توزیع نخستین  ۲. تولید  ۳. توزیع ثانوی  ۴. مبادله   ۵. مصرف

توزیع نخستین

توزیع نخستین

ما در باره ی  توزیع نخستین در جلسه ی قبل سخن گفتیم،  البته بنای ما بر فشرده بیان کردن و تیتر وار مطرح کردن است ، برای تفصیل بیشتر دوستان به کتاب می توانند مراجعه کنند.

بحث امروز ما در بخش دوم فقه نظام اقتصادی است که مربوط به نظریه ی تولید است .

نظام توزیع نخستین،  در این باره بحث می کند که آغاز دستیابی انسان به ثروت کجاست!

گفتیم: آغازش این است که از منابع طبیعی و خدادادی به وسیله ی کار، ایجاد بهره وری در این منابع طبیعی ، مالک این منابع طبیعی یا مالک آن آورده ای که به وسیله ی کار ، توانسته به دست آورده می شود . این توزیع نخستین است.

وقتی توزیع نخستین انجامم گرفت ، یعنی زمین به فرض احیاء شد، یا آماده برای احیاء شد ! اگر هر ثروتی به دست آمد و مالکیت آن ثروت حاصل شد ، بعد از اینکه انسان مالک یک ثروت طبیعی شد ، باید این ثروت را تبدیل کند به یک کالای قابل استفاده و رفع کننده نیاز انسان ها باشد.

زمین

زمین که به خودی خود نمی تواند ، خوراک انسان باشد یا پوشاک باشد! اما این زمین و جنگل و چوب و برگ و ثروت های آبی و ثروت های دیگری که در طبیعت،  خدای متعال آفریده است،  اینها باید تبدیل به یک کالای مورد استفاده و رفع کننده نیاز انسان باشد.

تولید

برای اینکه منابع طبیعی بتوانند به یک کالای مورد نیاز تبدیل بشوند و کالایی برآورده کننده نیاز انسان باشد ، باید تولید بشود. یعنی همان کالا باید تبدیل به یک کالای قابل استفاده بشود ، این را تولید می گویند.

این تولید گاهی تولید کشاورزی است ، گاهی صنعتی است ، به هر حال تولید یعنی تبدیل یک ثروت خام به یک ثروت قابل بهره برداری در رفع نیازهای انسان.

تولید

هرگاه یک ثروت خامی در اختیار داشتید که این ثروت خام را تبدیل به کالایی کردید که رفع نیاز انسان را بکند ، این را تولید می گوییم.

اولین مبحثی که در مسئله ی تولید،  یا در نظریه ی تولید،  در فقه اسلام مطرح شده است و به جدّ مورد تاکید اسلام است ، وجوب تولید است. یعنی تولید واجب است . تولید از آن چیزهایی است که وظیفه ی اجتماعی است . اینکه ما می گوییم فقه نظام یا فقه کلان،  به همین دلیل است ، که مثلا وجوب تولید،  وجوب آن برای فرد خاصی نیست ، وجوب تولید،  وجوبی است که به کل جامعه تعلق می گیرد.

جامعه بعنوان جامعه. جامعهای که محکوم به یک حاکمیت است و باید تولید کند ، پس وظیفه ی تولید دارد.در آیه کریمه قرآن خدای متعال می فرماید، در آیه ۶۱ سوره هود: ” هو انشاءکم من الارض و استعمرکم فیها ”

او در زمین شما را آفرید و شما را به آبادانی زمین فراخواند ، ” و استعمرکم ” یعنی شما را به آبادانی زمین فراخوانده است . یا در آیه ی ۱۵ سوره مُلک :” هو الذی جعل لکم الارض ذلولا فامشوا فی مناکبها و کلوا من رزقه ”

این ” کلوا من رزقه ” متوقف بر تولید است ، تعبیر ما طلبه ها  این است که ، این جمله ” دلالت التزامی” بر” وجوب”

تولید دارد.

یا مثلا در آیه ۵۱ سوره مومنون:” یا ایها الرسول کلوا من الطیبات واعملوا صالحا ” و امثال این آیات،  به اضافه ی روایات زیادی که از معصومین علیهم السلام وارد شده که خودشان هم عمل می کرده اند و هم امر می کردند دیگران را ، و تکلیف می کردند و توصیه می کردند که باید به تولید اشتغال داشته باشند.

در روایات داریم که همه ی انبیاء تولید کننده بودند ، همه کشاورز بودند الا حضرت ادریس که خیاط بود . روایات فراوانی داریم که به کتاب ارجاع می دهیم ، چون اگر وارد روایات شویم خیلی طول می کشد .

من اجمالا اشاره می کنم :

مثلا روایتی داریم که در مورد حضرت داوود علیه السلام است که با خدا مناجات می کرد . خدای متعال به او وحی فرمود : ” یا داوود ! تو بنده ی خوبی هستی ؛ اگر نبود که از بیت المال می خوری و با دست خود کاری انجام نمی دهی ، فرمود : پس داوود علیه السلام ۴۰ روز گریست ، پس خداوند به آهن وحس فرمود که برای بنده ام گرم شو ! خداوند آهن را برای داوود گرم ساخت، او هر روز یک زِره می ساخت و آن را به هزار درهم می فروخت،  پس ۳۶۰ زِره ساخت و آنها را به ۳۶۰ درهم فروخت و از بیت المال بی نیاز شد.

 زِره

دقت کنید ! تولیدی هم که به یک فرمانروا دستور می دهد  (داوود علیه السلام فرمانروا است ) دکترین اش هم متناسب با شغل و کار اوست .تولید ابزار جنگی است . اما چه ابزار جنگی ای ؟ نه ابزار کشنده ! بلکه ابزار دفاعی .به او دستور داد زِره بساز ، من آهن را برایت نرم می کنم .( ایشان آهن را به دست می گرفت ، آهن در دستانش نرم می شد ، سپس آهن ها را حلقه حلقه می کرد و به هم می تنید و زِره می ساخت. هر روز یک زره می ساخت و آنها را می فروخت و اِمرار معاش می کرد و تا آخر عمر از بیت المال بهره نگرفت .

این یک تعلیم بسیار بزرگی است برای ما.

حضرت علی علیه السلام در مدت تصدی خلافت ، در کوفه روزی خطبه ای خطاب به مردم فرمودند:” مردم! من از وقتی به شهر شما آمدم و این مسئولیت را عملا بر عهده گرفته ام  هیچ از بیت المال استفاده نکرده ام ! من در مدینه قطعه زمینی دارم و خودم آن را احیاء کرده ام ، نخل کاشته ام ، از آنچه که با دست خودم ساخته ام ، منافع آن را بهره برداری می کنیم و از آن طریق اِمرار معاش می کنم . همین چیزی که با آن به اینجا آمده ام ، با همین از اینجا خارج می شوم ، روزی که قرار باشد بروم . چیزی از بیت المال شما بر نمی دارم . اینها تعالیمی است که ما داده اند .

حضرت علی علیه السلام در مدت خانه نشینی اش ، بزرگترین کار تولیدی را انجام داده است . دیده ام که در منابع است ، که حضرت در طول مدت خانه نشینی ، ۵۰۰ چاه را با دست خود کنده اند و تمام زمین های مدینه را آباد کرد.

وقتی شما به حج مشرّف می شوید ، اگر مشرّف شده اید ، دیده اید که همین مسجد شجره که محلّ احرام حجاج هست ، در حدود ۱۰ تا ۱۲ کیلومتری مدینه است که در این مسجد تابلویی نصب کرده اند ” آبار علی ” ، منطقه به همین نام است،  چاه هایی که علی علیه السلام آنجا حفر کرده اند . در بعضی روایات آمده تا ۵۰۰ چاه بوده است ، که تمام این مناطق را آباد کرده است ، یعنی وظیفه ی حاکم است ، از وظائف جامعه است ، که مدیر و ولی امرش آمده و در دورانی که برایش امکان حکمرانی نبوده ، به کار احیای گسترده زمین در آن منطقه پرداخته است .

این یکی از مهمترین تعالیم اسلام است.

البته ما ادله ی  وجوب تولید را بعنوان یک تکلیف اجتماعی و وظیفه ی اجتماعی مطرح می کنیم .

 یعنی جامعه موظف است که به کار تولید دست بزند . چه تولیدی ؟ هر تولید نافع و مورد نیاز ، که در کتاب فقه نظام اقتصادی هم در جلد ۲ و هم جلد ۳ ، به بحث در باره ی ادله ی تولید در فقه اسلام پرداخته ایم و گقته ایم که چه چیزهایی باید تولید بشود ، چه چیزهایی نباید تولید بشود .

ما فایده ایی در تولید داریم و نبایدهای ! آنچه مورد نیاز اجتماع است ، آنها واجب است تولید بشود،  در چه حدی باید تولید شود؟ نه تنها در حد رفع نیاز جامعه ، بلکه در حدّی که برتری جامعه ی اسلامی را بر سایر جوامع تامین کند.یعنی تنها خودکفایی نه ، ما تنها موظف به خودکفایی نیستیم بلکه جامعه ی اسلامی باید در بُعد اقتصادی،  آن چنان تولید داشته باشد ، که نه تنها او را بی نیاز کند ، که دست بالاتر از او را هم تامین کند .ادله ی زیادی داریم که در کتاب بحث کرده ایم .

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل است: ” الاسلام یَعلو و لا یُعلی علیه ” اسلام برتر است و هیچ چیز بر او برتری ندارد.” یا ” الاسلام یزید و لا ینقص ” ”  همیشه اسلام افزایش دارد و کاهش ندارد ” .هیچ کمی برای جامعه ی اسلامی پذیرفته نیست. هیچ کمبودی پذیرفته نیست. در همه ی ابعاد !

آیه کریمه بسیار روشن و صریح می فرماید، آیه ۱۳۹ آل عمران :” و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنین ” اگر شما اهل ایمان باشید همیشه شما برترید،  این شرط قرار دادنِ ایمان برای علوّ ، معنی اش این است که ، اگر ایمان داشته باشید ، باید حتما ” اعلون ” باشید ! هر نحو عقب ماندگی ، کاشف از ضعف در ایمان است .

معلوم می شود ایمان اصل است ، و لذا در عرصه ی فعالیت های اقتصادی و در عرصه ی تولید تنها وظیفه این نیست که ما به خودکفایی برسیم ، افزون بر خودکفایی باید به جایی برسیم که دست برتر از آنهاست ، یعنی دیگران به ما احتیاج داشته باشند ، نباید ما محتاج دیگران باشیم . احتیاج به دیگران هم ممنوع است در شرع. !

نهی درخواست کردن

نهی در خواست کردن

 یعنی اینکه جامعه ی اسلامی( فرد هم ، همین طور) در حال و وضعی باشد که نیازمند دیگران نباشند . بعضی با این دیدگاه هستند که ما چاره ای نداریم ، نیازمند به دیگران هستیم و باید از دیگران کمک بگیریم و گاهی توجیه می کنند که باید با دیگران تعامل داشته باشیم ، چون نیازمند آنان هستیم . بله ! اشکال ندارد ، چون نیازمندیم ، لکن باید این تعامل در جهت رفع نیاز باشد ، یعنی در جهت خودکفایی و بی نیازی . چون این وظیفه و تکلیف است .روایات زیادی داریم در نهی از درخواست و سوال و اظهار نیاز کردن . مومن نباید در حالی باشد که ناچار شود دستش را به طرف دیگری دراز کند .

در یک روایتی داریم ( البته روایات متعددی هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت ) که آنقدر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اصحابشان را از اظهار نیاز و از درخواست،  نهی فرمود که اصحاب حضرت چنین بودند که ، اگر یکی از آنها روی مَرکَبَش بود و چوب دستی اش از دستش می افتاد ، به خودش اجازه نمی داد به فردی که ایستاده بود ، بگوید : چوب دستی ام را به من بده ! و خودش از مَرکَب پایین می آمد و آن را برمی داشت .

بلکه در روایات داریم که خیلی هم عجیب است: رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بیعت می گرفتند با مسلمین که یکی از شرایط این بود که از کسی سوال نکنند( اظهار نیاز ) نهی از سوال کردن از شروط من است .” ان لا تسئل الناس شیئا ” این مسئله یکی از شروطی بود که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  با دیگران ،  برای آنان قرار داده بود ، شرط مسلمان شدن عدم درخواست از دیگران بود.

اصل خودکفایی

اصل خودکفایی

این یک شرط اصلی است. این شرط مطلق است ، هم شامل فرد می شود هم جامعه! یعنی به طریق اُولی شامل جامعه می شود . این که جامعه ی اسلامی را در شرایطی قرار دهیم که در گندم اش ، خوراک اش ، پوشاکش،  تکنولوژی اش و در هر چیزی که نیازمند به دیگران باشد ، این با جامعه ی ایمانی سازگاری ندارد .

لذا یکی از وظائف دولت ، همه ی دولت ها این است که امکانات مردم و خودشان را بسیج کنند ، در جهت ایجاد خودکفایی ، در حدّی که جامعه ی اسلامی،  در هیچ چیزش محتاج نباشد. نه در علم ، نه در تکنولوژی،  نه در تغذیه ، نه در تامین منابع دیگر ، احتیاجی نداشته باشد.

ممکن است علی رغم عدم احتیاج ، تجارت می کند،  تعامل می کند ، داد و ستد می کند !

داد و ستد غیر از احتیاج است . ما می توانیم با دنیا ، با داشتن امکانات داد و ستد داشته باشیم،  منع از داد و ستد نشده ایم ! داد و ستد چیزی است و نیازمندی چیز دیگری !

در مسئله انرژی هسته ای  این طور است که متفکرین بیشتر توضیح بدهند . ما موظفیم انرژی اتمی داشته باشیم، اگر ما در انرژی اتمی نیازمند دیگران باشیم این خلاف ایمان است. خلاف شرایط یک جامعه ی اسلامی است.

نه فقط انرژی اتمی،  من جمله انرژی اتمی . د هر بُعد از ابعاد توانمندی جامعه،  و ما اجازه نداریم ، حق نداریم که در یک شرایطی خودمان را قرار دهیم که نیازمند به دیگری باشیم، در تامین نیازهایمان ، این از اصول تولید است.این از واجبات شرعی است. از واجبات اجتماعی است،. آن هم تولید در حدی که به خودکفایی برسیم،  افزون بر خودکفایی جامعه را به حدّ ، دست بالا داشتن نسبت به جوامع دیگر ، بلکه از این هم فزون تر ، یعنی حدّ یقف ندارد .

این وجوب ادامه دارد . بر فرض هم که به آنجایی رسیدیم که حسّ برترین داشته باشیم،  این معنی اش این است که به دنبال راهی بگردیم که ایستایی نداشته باشیم،  این ممنوع است در نظام اسلامی ، باز هم باید تولید ادامه پیدا کند . باز هم باید رشد ایجاد بشود .

روایاتی که ما با آن روایات آشنا هستیم. از قبیل : ” منِ استوی یوماه فهو مغبون…” امثال این مضامین زیاد داریم . این هم حکم فردی است ، هم حکم اجتماعی که یک جامعه یا یک فرد نباید دو روز اش یکسان باشد ، اگر دو روز یک جامعه ، دو روز یک فرد یکسان بود . یعنی امروز و دیروزش هیچ رشدی در این گذشت زمان بر او حاصل نشد ، این با شرایط ایمانی سازگار نیست. این فرد یا جامعه مغبون است. یعنی جامعه ای که امروزش و دیروزش یکسان باشد. دیروزش یک شکلی بود و در یک سطحی از امکانات بوده ، در یک سطحی از توانایی بوده ، امروز همچنان به همان شکل ادامه پیدا کند ، فردای آن هم به همان شکل ادامه پیدا کند.

و این نوعی از دست دادن سرمایه است که در اسلام ، از دست دادن و هدر دادن سرمایه مجاز نیست و لذاست که این سیر تکاملی جامعه از وظائف حاکمیت است ، که جامعه را در سیری قرار بدهد ، که این سیر جامعه را دم به دم و هر روز به به سمت یک دستاورد جدید و به سمت تکامل جدیدی هدایت کند .

عرض کردم این در رابطه با وظیفه اجتماعی تولید است. با این حدود و ثغوری که عرض شد. من اشاره ای به بعضی تیترهای مباحث می کنم ، چون ما فرصت پرداخت تفصیلی را نداریم و دوستانی که از طریق فضای مجازی

بحث را دنبال می کنند به گسترش مباحث مربوط به نظریه ی تولید در فقه اسلامی آشنا بشوند ، اینهایی که می گویند اسلام کاری به زندگی ندارد ، خوب ! شما که جاهل هستید به اسلام ، چرا در رابطه با اسلام اظهار نظر می کنید ؟ واقعا تعجب می کنیم ، کسی که دستی اصلا بر آتش ندارد ، نه با فقه اسلامی آشناست،  نه با فقه اسلامی آشناست نه با منابع اسلامی.  در همهی مسائل اسلامی اظهار نظر می کنند!  حتی گاهی می گویند اسلام نباید در شئون زندگی مردم دخالت کند . شما که هستید برای جامعه تعیین تکلیف کنید ! خدا حق ندارد در شئون زندگی مردم دخالت کند،  اما تو حقّ داری؟ آمریکا حق دارد ؟ این طغیان گران و طاغوت ها حق دارند؟ در شئون مردم

دخالت کنند و برای مردم تعیین تکلیف کنند ، اما خدایی که آفریننده این مردم است حق ندارد در شئون زندگی مردم دخالت کند؟

فهرستی از مباحث را عرض می کنم:

۱- انگیزه تولید

بحث اول ما در نظریه ی تولید ۱. انگیزه های تولید است ، که قرآن کریم و فقه اسلام که دعوت به توحید می کند،  انگیزه هایی را برای تولید ایجاد می کند،  بر مبنای این انگیزه ها ، همان وظائف اجتماعی تولید رقم می خورد.

۱-۱- خودکفایی و بی نیازی      

۱-۲- دستیابی به جایگاه شایسته اجتماعی

۱-۳- رفاه (توسعه بر خویش و افراد تحت تکفل در بُعد فردی و هم در بُعد اجتماعی)

انگیزه تولید

جامعه ی اسلامی باید ، جامعه ی مرفّه باشد. یعنی نه تنها باید جامعه ای باشد که نیازش تامین شود ،این که می فرماید

” ولو انّ اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض و لکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون” اعراف/۹۶

و چنانچه مردم شهر و دیارها همه ایمان آورده و پرهیزکار می‌شدند همانا ما درهای برکاتی از آسمان و زمین را بر روی آنها می‌گشودیم و لیکن (چون آیات و پیغمبران ما را) تکذیب کردند ما هم آنان را سخت به کیفر کردار زشتشان رسانیدیم.

“و لو انّ اهل الکتاب آمنوا و اتّقوا لکفرنا عنهم سیئاتهم و لادخلناهم جنّات النعیم” مائده / ۶۵

و چنانچه اهل کتاب ایمان آرند و تقوا پیشه کنند ما البته گناهانشان را محو و مستور می‌سازیم و آنها را در بهشت پر نعمت داخل می‌گردانیم.

و لو انّهم اقاموا التوراه و الانجیل و ما انزل الیهم من ربهم لاکلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم ”  مائده/۶۶

و چنانچه آنها به دستور تورات و انجیل خودشان و قرآنی که از سوی پروردگارشان به سوی آنها نازل شده قیام می‌کردند البته به هر گونه نعمت از بالا و پایین برخوردار می‌شدند، (لیکن) برخی از آنان مردمی میانه‌رو و معتدل، و بسیاری از آنها بسی زشتکار و بد عملند.

این یعنی چه ؟

یعنی جامعه ای که اهل عمل به کتاب خدا باشد،  جامعه ای که قانون الهی را پیاده کند، جامعه ای که به اسلام و دین خدا عمل کند ، این باید مرفّه باشد . نه تنها نیازش تامین شود نه تنها فقر در آن ریشه کن شود، اصلا باید یک سطح رفاهی در زندگی داشته باشد،  این تکالیفی است که اسلام بر عهده ی حکومت ، بر عهده ی مردم گذاشته شده ، که در راستای یاری حاکم و یاری حکومت به این سمت حرکت کنند .

۱-۴- رشد عقل اجتماعی

یکی از مسائلی که در اسلام مطرح شده ، این است که تولید و کار اقتصادی عقل اجتماعی را بالا ببرد

این در روایات ما بسی ار تاکید شده است.

فردی به نام معاذ خدمت امام صادق علیه السلام رسید و گفت : اجازه دهید من تجارت را رها کنم ؟! سرمایه زیادی دارم و محاسبه کردم ، اگر بخواهم این سرمایه را اگر تا آخر عمر هم بخورم باز هم زیاد می آید.

برای همین می خواهم از کار تجارت دست بکشم و کار نکنم .

حضرت فرمودند : اگر این کار را انجام دهی ، عقلا کم مایی شود !!! باید کار کنید. تولید ، تجارت ، کار اقتصادی،  فعالیت اقتصادی،  در رشد عقلانی جامعه نقش دارد .

این بحث مفصلی هم در منابع دینی مطرح شده است . روایات متعددی هم داریم که : ” ترک التجاره مذهبه العقل ”

یا به همین مضمون،  یعنی ترک تجارت ، موجب زوال عقل می شود ، یا موجب کمبود عقل انسان می شود.

لذا یکی از انگیزه های تولید این است که تولید را ، کلا و فعالیت اقتصادی را ترویج کرد و با ترویج فعالیت اقتصادی کلا رشد عقلانی جامعه بالا می رود و تامین می شود.

از دوستان واقعا خواهش می کنم ، حالا تابستان هم هست و خیلی از دوستان فراغتی دارند این نوشته ها را مطالعه کنند،  هم جلد اول را که مربوط به توزیع نخستین است ، فقه نظام اقتصادی هم ج. دوم و سوم که هر دو مربوط به تولید اند که از ج. ۴ توزیع ثانوی و همچنین بحث مبادله و مصرف مطرح می شود.

اولویت های تولید

ما مطلبی داریم که اهداف اقتصادیِ تولید اجتماعی،  یعنی تولید واجب که وظیفه ی اجتماعی است ، همین طوری تولید کنند؟  نه ! تولید ضابطه دارد ، اینکه ما چقدر هزینه کنیم که مثلا پفک تولید کنیم ! آدامس تولید کنیم !

این چه حرفی است؟ آدامس تولید کنیم یا کالای برتر !

اگر سرمایه مان محدود است که در این سرمایه ی محدود می توانیم تولید بهتری در جهت منافع مردم و لازم تر بهره بگیریم،  اجازه نداریم سرمایه ی جامعه را در هر تولیدی که خواستیم هزینه کنیم،  باید کنترل و هدایت بشود و برنامه ریزی بشود

یک جامعه که نیازهای متعددی دارد ، جامعه ای که به دانشگاه نیاز دارد و سرمایه ای هم دارد ، این سرمایه اش را بیاید هزینه کند در دانشگاه،  ولو اینکه پول هم بگیرد . این فردی که می خواهد کار اقتصادی بکند ، اگر بتواند از طریق تعلیم ( من مثال می زنم البته ) کار اقتصادی بکند این بهتر است یا برود یک کارخانه ی تولید آدامس بزند ! یا تولید همین مواد غذایی غیر لازم که در جامعه است.

اینها مسئله است برای ما . کسی نگوید اینها مسائل جنبی و حاشیه ای است ، خیر ! اینها مسائل اصلی است

تولید باید جهت داده شود ، دولت ها ، مجلس شورای اسلامی ، سیاست گذاران ، تصمیم گیرندگان ، باید بیایند جامعه را بسنجند !

در قرآن کریم و در نظریه ی فقه نظام اقتصادی اسلام،  پول جامعه،  درست است که در اختیار فرد است ،  شما ! شما ! این فرد است که امانتدار است.  این طور نیست که این فرد حق داشته باشد با پول خودش هر کاری که دلش خواست بکند ، چنین نیست.  در نظام اقتصادی اسلام این طور نیست. در نظام سرمایه داری ، شاید یک چنین چیزی مطرح باشد ولی ، در نظام اقتصادی اسلام چنین چیزی نیست.  سرمایه مال جامعه است ، مال مردم است..

در آیه ۵ سوره نساء:” و لا توءتوا السفهاء اموالکم التی جعل الله لکم قیاما وارزقوهم فیها واکسوهم و قولوا لهم قولا معروفا ” . ” السفهاء ” یعنی چه کسانی ؟ آیه در کجا نازل شده است ؟ در مورد یتیمان است ، یتیمی که پول مال خودش است ، پدرش از دنیا رفته ، پول زیادی برای این کودک گذاشته ، قرآن می فرماید: شما حق ندارید این پول را در اختیار او بگذارید،  که هر کاری دلش خواست بکند . یتیمی که هنوز رشد پیدا نکرده ، مثلا بچه ی ۱۰ ساله ای است که اموال دست اوست ! هر چه بخواهد در این اموال تصرف کند ” سفیه ” است .انسانی است که هنوز رشد عقلی اقتصادی نیافته است . حق ندارید ، مال خودشان است ولی خداوند از مال ها ” اموالکم” مال ارثی پدرشان است ، ولی این مال را خداوند به پدرشان داده بود که به جامعه خدمت کنند،  حق ندارید این اموال ارثی را در اختیار سفیه بگذارید،  باید صبر کنید که “سفیه ” به حدّ رشد که رسید ، اجازه ی تصرف را به او بدهید .چون

این مال ، مال اجتماعی است ، و لذا ثروتی که در یک جامعه وجود دارد،  سرمایه ای که در یک جامعه وجود دارد،  این سرمایه،  سرمایه ی محدودی است.

آنچه در فقه نظام اقتصادی اسلام بر آن تاکید شده ، این است که ، ما ثروت را در اختیار مردم قرار می دهیم ، به وفور هم در اختیارشان قرار می دهیم،  ولی باید به اندازه مصرف کنند .

در چندین آیه از آیات قرآن داریم که :

در ایه ۸۲ سوره قصص :” و یکانّ الله یبسط الرزق لمن یشاء من عباده و یقدر ”  این ” یقدر” یعنی چه؟  یعنی اندازه دارد ، رزق و روزی که خداوند به بندگان می دهد ، رزق و روزی بی حساب نیست .

رزق و روزی ” قَدَر ” دار است ، چون ” یَقدر” است ، مردم و جامعه موظف هستند به ” تقدیر المعیشه ” .ما روایاتی داریم ، اصلا بابی داریم هم در اصول کافی هم در وسائل الشیعه  در باب التجاره  که به نام باب ” تقدیر المعیشه ” یعنی اگر انسان بخواهد زندگی اقتصادی خود را برنامه ریزی کند،  باید برنامه داشته باشد ، باید اندازه گیری کند .ببیند که این پول را چگونه باید خرج کند ! با بهترین شکل و به اندازه خرج کند.

در بُعد اجتماعی هم ، همینطور! باید مدیر جامعه و مدیران جامعه و دولت بررسی کنند که نیازهای اجتماع چیست ؟ چه چیزهایی را نیاز داریم ، تولید کنند ! سرمایه محدود است ، نامحدود نیست،  ما نیاز به تولید پوشاک داریم ، پوشاک کم داریم ، باید تولید کنیم ، بعد بیایند آدامس تولید کنند !!! کدام یک مهم تر است ؟ پوشاک را از خارج وارد کنند و آدامس و پفک و چه و چه را در رسانهها تبلیغ هم بکنند ! سرمایه را از بین ببرند ، بعد جوراب مان را از ترکیه و فرانسه و …وارد کنند ؟ ما هیچ وقت  یادمان نمی آید در طول تاریخ ، که جوراب ایرانی نباشد ، و جوراب خارجی بپوشیم ! وقتی خارج زندگی می کردیم ، حتی عراق ! بهترین جوراب ها ، جوراب ایرانی بود . مردم با چه زحمتی می رفتند و جوراب را از ایران می آوردند ! حالا ما باید جوراب ترکی و فرانسوی بپوشیم ؟!

این معنایش این است که ما عمل نکرده ایم ، به آنچه اسلام دستور داده است یا شوخی گرفته ایم ، دستورات اسلام . یا باور نداریم و نمی فهمیم که چه داریم ! در هر صورت مسئولیم ، خلاصه باید هدایت کرد ، سرمایه ها را به سوی تولیدهای مفید .

بحثی در اینجا داریم که : اولویت های تولید که گفتیم از قِسم شرایط و ضوابط ” ایجابی ” تولید ، که اولین بحث آن رعایت اولویت های الزامی تولید است.

باید اولویت در تولید را رعایت کنیم . اولویتها را باید دسته بندی کنیم ، که اینجا دسته بندی شده ، که این اولویت در تولید دارد که ، سرمایه ی جامعه را در کجا قرار دهیم؟ به سمت اولویت ها حرکت کنیم ، چون سرمایه ی جامعه محدود است .

این سرمایه اگر تولید نشود ، در اولویت ها ! نتیجه چه می شود؟  این که ما نیازمند شویم ، در بسیاری از نیازهای  بسیار مهم مان به اجنبی و بیگانه ، باید دستمان را به سوی بیگانه دراز کنیم. این خلاف نظام اقتصادی اسلام است

بایدها و نبایدهای تولید

باید ها و نباید های تولید

بحثی دیگر داریم : هم شرایط سلبی تولید ( نبایدهای تولید ) هم بایدهای تولید یک نبایدهایی که ما در این عرصه ها نباید وارد شویم .

هر تولیدی ، تولید مطلوب نیست . باید منع شود از تولید، تولیدی که هزینه دار است و در نبایدهای تولید بحث زیادی کرده ایم ، تولیدی که متصمّن فریب باشد ، زیان رسانی باشد .به هر شکلی ضرر آفرین باشد. هر شکلی که در آن هدر دادن سرمایه ها باشد ، اینها تولیدهای ممنوع است.  تولید های واجب داریم که اینجا بحث مفصل کرده ایم.

مثلا تولید ابزار آلات طلا و نقره که در شرع ممنوع شده است ، در فقه اقتصادی ممنوع است ؛ مثلا: درب طلا ، وسایل زینتی ، مردانه و زنانه طلا باشد ، اشکال ندارد ، اما برای مرد ممنوع است .نه تنها زر و زیور بلکه ابزار خانه هم ممنوع است،  مثلا: در خانه و دستشویی است و آشپزخانه و …ممنوع است،  به طور کلی . پس هر تولیدی مجاز نیست ، تولید شود و البته گفته ایم ، نکته اش آن است که ، مطلبی را که آقای مادر شاهی بحث کردند ،مثلا : مسئله ی خمس را یا زکات را ، اینکه ما مدعی هستیم،  این حرف اساسی است ، شما اول بیایید مالیات را مشخص کنید ، شارع تکلیف اش مشخص کرده ، ما جای خالی نداریم  که بخواهیم با مالیات آن را پر کنیم ، مالیات شرعی مشخص است ، خمس ، زکات ، کفارات و چیزهایی که مشخص است،  که عمدتا خمس و زکات است ، البته زکات هم که می گوییم،  تنها این زکات واجب معروف که زکات المال و زکات الفطره تنها این نیست،  علاوه بر اینها ” حق معلوم ” هم هست ، یعنی ما سه چیز داریم ، سه نوع انفاق واجب داریم ، علاوه بر  کفارات و اینها : ۱. خمس ۲. زکات مال و زکات فطره ۳. صدقه ی واجب نه صدقات مستحب ، که ما می دهیم

صدقه واجب

صدقه واجب

صدقه واجب این است که هر کسی درآمدی دارد ، این فرد موظف است،  واجب است بر او ، علاوه بر خمس و زکات که می دهد ، ماهانه یا لااقل سالانه و اگر روزانه باشد بهتر است ، که از این درآمدی که دارد چیزی کنار بگذارد ، اسلام این را در اختیار خودش گذاشته است .

در شرع ، حدّ خمس و زکات را شارع معلوم کرده است ، اما  در این صدقه ی واجبه حدّ را شارع معین نکرده است ، گفته باید حدّ داشته باشد،  ولی اختیار تعیین حدّ را به عهده ی صاحبان مال گذاشته است ؛ در سوره معارج آیات ۲۴ و ۲۵ :” والذین فی اموالهم حق معلوم/للسائل و المحروم ” که در روایت معلوم شده ، منظور خمس و زکات واجب  نیست .

پس ما هر وقت آمدیم این زکات را ، زکات واجب را ، تمام نیازهای مالیاتی کشور را تامین می کند. این در واقع وقتی است که شما پول کشور را بر مبنای طلا و نقره قرار بدهید.

ما در آینده بحث خواهیم کرد که عمده ی مشکل در نظام سرمایه داری،  مولتان،  پول پُفی است ، پول وهمی است ، پول اعتباری است ، آن وقت پُف می کنند پول در می آید ، پُف کیست ؟ پُف قدرتمندان سیاسی است.یعنی پولتان پول سیاسی است ! پول اقتصادی نیست . اصلا چون پول سیاسی است ، تا آمریکا به شما تشر می زند ، ارزش پولتان پایین می آید. چون پول سیاسی است،  تا اتفاقی می افتد ، تورّم بالا می رود .ارزش پول سقوط می کند ! چون پول سیاسی است،. آمریکا چرا شده آمریکا؟ چون کاغذ به مردم می دهد ، ثروت همه ی دنیا را چه می کند ؟ مصادره می کند ، ما اسمش را گذاشته ایم سرقت خاموش ، این بزرگترین سرقتی است که در تاریخ بشر رخ داده است ، سرقتی است که در نتیجه ی ترویج اسکناس های اعتباری ، آن هم به وسیله ی قدرت های بزرگ اتفاق می افتد . یعنی سرقتش با دلار ساختگیِ چاپ شده ی آمریکا اتفاق می افتد .ما توصیه می کنیم: هر کسی آن شاءالله دولت آینده در اختیار اوست ، بابا ! یا عرضه اش را دارید یا ندارید !اگر عرضه اش را ندارید ، نیایید جلو ! آن کسی که عرضه ی کار را دارد بیاید جلو ! عرضه ی کار یعنی،  جرات این را داشته باشید که بگوئید کل پول را حقیقی کنیم ، جرات داشته باشد این کار را بکند ، جرات داشته باشد که بگوید می خواهم اقتصاد اسلامی را پیاده کنم ، جرات داشته باشد این کار را بکند! اگر دارید می توانید رئیس جمهور دولت اسلامی بشوید. می توانید دولت اسلامی را رهبری کنید و فرمانروایی کنید و مدیریت دولت را بعهده بگیرید ، اگر ندارید نشو

ایجاد تحول

برای دولت آینده ی اسلامی،  ما معتقدیم باید کسانی را پیدا کرد ، که آقا فرمودند : کسی که شجاعتِ ایجاد تحول داشته باشد!  شجاعت می خواهد ، این تحول است . مهم ترین تحولی که وظیفه ی دولتمردان آینده ی ماست ، تحول اقتصادی است . این اقتصاد را ما باید متحول کنیم ، اقتصاد را متحول کنیم یعنی ، ما باید بافتی بشویم ، جدا از بافت اقتصادی حاکم بر جهان حاضر ، باید بشویم بافتی جدا ، و این بافت جدای ما ، ما را قدرتمند می کند . ما اگر بتوانیم این بافت جدا را پیاده کنیم به خدا قَسم می خورم ، این قَسم بزرگی است ، اگر بتوانیم بافت اسلامی حقیقی را در اقتصاد خودمان ایجاد کنیم ، ما دست اول در اقتصاد جهانی می شویم و دیگران از ما تبعیت می کنند . در برابر ما کُرنش خواهند کرد و یکی از مهم ترین ارکان این اقتصاد نو و بافت نو ، این است که ما پول را تبدیل کنیم به  پول حقیقی و می توانیم . نگویید ما نداریم ! طلا نداریم ! نقره نداریم ! در طی چند روز ، در سال گذشته ۷ میلیون سکّه را به مردم دادند و در بین مردم پخش کردند (فروختند)  ۷ میلیون سکه از کجا آمد ؟ شما دارید سکه ضرب می کنید !

این سکه چه خدمتی به اقتصاد کشور می کند ؟

سکه

 از شما سئوال می کنم ! از هر کسی که صدای من گوش او می رسد سوال می کنم ، شما برای چه سکه را ضرب می کنید ؟ برای چه این کار را می کنید ، چه دستاورد اقتصادی دارد؟ چه گردشی در بازار اقتصاد دارد ؟ چه کار می کنید ؟ جز اینکه این سکه ها می رود و در گنجه ها و صندوق ها و پستو ها انبار می شود ؟!

 پس چه نقشی این سکه با اقتصاد کشور ما دارند ؟ وقتی بناست سکه کالای تشریفاتی باشد در مملکت ما ! این بدترین کاری است که ما با این سرمایه می توانیم بکنیم ، این همان چیزی است که خداوند می فرماید در سوره توبه آیه ۳۴ :” والذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشّرهم….” ما در جامعه ای هستیم ، که در این جامعه ی خودمان ترویج ” اکتناز ذهب و فضّه ” می کنیم ، چون سکه ی طلا ضرب می کنیم که این سکه طلا هیچ نقشی در گردش ثروت جامعه ی ما ندارد . نه با آن خرید و فروش می کنند ،نه با آن نیازی را می شود تامین کرد ، فقط جنبه تشریفاتی دارد ، مهریه خانم ها می شود و دیگر هیچ . مگر با این مهریه خانم ها ، کار اقتصادی می کنند ، خیلی کار خوبی انجام می دهند،  خانم ها این سکه را تبدیل به جواهرات می کنند و استفاده می کنند ! خدا اخیرشان بدهد ! که استفاده خوب و درستی است . اما چرا این کار را بکنیم ، حرف ما این است که می گوییم: پول اگر پول حقیقی شد ، آن وقت زکات که به نقدین تعلّق می گیرد ، این عمده ی آن است .زکات به غلات اربعه و انعام ثلاثه و نقدین است . پول باید طلا و نقره باشد ، حتی اسکناس هم می توان چاپ کرد که یک نوار طلا روی آن باشد و واقعا ارزش آن اسکناس به اندازه ی طلایی باشد ، به علاوه ی هزینه ی چاپ این اسکناس ، هزینه ی حقیقی . این کار درست است ما اگر پول را این چنین کنیم ، معلوم می شود که اینجا اقتصاد برتر دنیا هستیم و از آن ما خواهد شد ، این چنین پولی زکات به آن تعلق می گیرد . اگر شما پولتان را این چنین کردید ، زکات به آن تعلق گرفت ، آن وقت معلوم می شود که این زکات و این خمس که از این پول ها و در آمدها می گیرید ، آیا می تواند پاسخگوی نیاز مملکت و مدیریت مملکت به مالیات باشد یا نه ؟

بله می تواند باشد ، اضافه هم می آید ، خیلی هم اضافه می آید .

 لذاست که برگردیم به نظریه ی تولید؛ که بحث هفته آینده خواهد بود ، که اشاره می کنیم که ، بحث منابع تولید است و عوامل تولید ، که هر کدام از این منابع و عوامل تولید ، تعریف خودش را دارد ، که البته این تفکیک بین منابع و عوامل تولید،  تفکیک مخصوص به خود ماست ، یعنی ما این تفکیک را ارائه کرده ایم و این تفکیک درستی است ، توضیحش را ان شاءالله هفته آینده خواهیم داد.        

  والسلام

شما می توانید متن جلسه هشتم را بصورت یکجا در فایل pdf زیر دانلود و مطالعه فرمایید.

جلسه هشتم

این مطلب را با آن ها که دوستشان دارید به اشتراک بگذارید:

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.