جلسه یازدهم کلیات فقه نظام (آیت الله اراکی)

وقتی حاج قاسم سلیمانی را ترور می کند ، حتما اعتبار پولتان را هم پایین می آورد ، تشری که او می زند ، اعتبار پول ایران را پایین می آورد ، چرا ؟ چون اعتبار این پول به زور است ، زور سیاسی، در حالیکه پول باید پشتوانه ی اقتصادی داشته باشد نه سیاسی!
پول باید خودش کالا باشد ، باید طلا و نقره باشد

این مطلب را با آن ها که دوستشان دارید به اشتراک بگذارید:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه ی مباحث فقه نظام اقتصادی اسلام،  فهرستی مختصر از مباحث خدمت عزیزان مطرح نمودیم ،

 گفتیم که:

 فقه نظام اقتصادی ما ۵ بخش دارد:

۱- توزیع نخستین ۲- تولید  ۳- توزیع ثانوی ۴- مبادلات  ۵ -مصرف که این ۵ بخش اصلی فقه نظام

 اقتصادی اسلام است

در بخش سوم که توزیع ثانوی بود ، گفتیم که دو مرحله دارد: ۱. توزیع پایه ۲. توزیع مجدد

توزیع پایه درآمد بر عوامل تولید توزیع می شد که بحث آن در هفته های پیش انجام شد. آن عواملی که در تولید نقش دارند،  از سرمایه و نیروی کار و زمین و ابزار و اینها همه عوامل تولید اند ، این محصول تولید شده چگونه باید بین این عوامل تقسیم بشود ،این هم بحث شد.

توزیع ثانوی

توزیع ثانوی

مرحله ی دومی دارد این توزیع ثانوی،  که ما از آن به توزیع مجدد تعبیر می کنیم،  یعنی تولید کننده پس از تولید ، هر یک از عوامل تولید سهمش را گرفت ، صاحب سرمایه ، نیروی کار و هر کسی که در این تولید نقش داشت،  درآمد خودش را دریافت کرد . بعد از اینکه همه درآمدشان را دریافت کردند ، در این درآمدها یک حقی هم جامعه دارد ، جامعه باید اداره شود،  باید به جامعه خدماتی را ارائه کند ، خدمات اداری ، آموزشی ، بهداشتی،  امنیتی ، همه ی اینها خدماتی هستند که از کجا باید تامین بشوند ! این ثروتی که در جامعه تولید شده و هر کسی بر اساس سلسله مراتب ، از این درآمد برای نیازهای اجتماعی دریافت می شود و مدیریت جامعه نیازهای اجتماعی یا نیازهای مدیریتی جامعه ۳ بخش اصلی دارد که ما به طور خلاصه عرض می کنیم.

نیازهای مدیریتی جامعه (از محل منابع حق معلوم)

۱- تامین هزینه های مدیریتی ( نظام مدیریتی هزینه دارد ، چه مدیریت در عرصه ی سیاسی،  نظامی

 امنیتی ،)                                                

۲- حفره های اجتماعی است و مشکلات طبقات زیرین جامعه است.  الان در بین مردم همه که قادر نیستند کار کنند .آنهایی که می توانند کار کنند حتما این کار نیازهایشان را به طور کامل تامین کند. پس در هر جامعه ای یک طبقه ای وجود دارند که نیازمند به کمک هستند.  این میزان کمک ها باید گاهی زیادتر باشد و نیازمند بیشتر است. اینها حفره های اجتماعی است. و این هزینه ها توسط تولید کننده تامین می شود.

 

حفره های اجتماعی

۳- مسئله حوادث غیر مترقبه است ، اتفاقاتی که پیش می آید ، سیل می آید و زلزله می شود و آتش سوزی و جنگ و اتفاقاتی که غیرمترقبه است ، اینها سه بخش از هزینه های کلانی است ، مدیریت جامعه این هزینه ها را باید تامین کند . برای هر یک از این هزینه ها محلی برای کسب درآمد قرار داده شده است.      

مسئله حوادث غیر مترقبه

  برای هزینه های نظام مدیریتی عمدتا خمس در نظر گرفته شده است،  خمس اولین وظیفه اش تامین نیازهای مدیریتی جامعه است.

بخش دوم که نیازهای حفره های اجتماعی است برای رساندن آنهابه یک حدّ وسط زندگی اجتماعی است. این را هم مفصل بحث کردیم ، که وظیفه ی دولت هاست تا طبقه ی فقیر را به حدّ وسط برساند .

نه تنها نیازهای طبقه ی فقیر زا در حدّ غذا و مسکن و پوشاک و درمان را تامین کند بلکه باید آن را در حد متوسط اجتماعی برساند ، یعنی کافی نیست کمیته امداد راه بیندازیم و ماهی چقدر به خانواده ها با یک شرایط خاص بدهیم که هزینه ی معمولی یک انسان معمولی هم نمی شود که بگوئیم،  این تامین شده است! قوت لا یموتی و خانه ی آلونک کاری برایشان درست کنیم ، این نیست ! آنچه باید بشود ، روایت داریم که : ” حتی یلحقکم الناس ” آنقدر بالا بیایند که به حد متوسط جامعه برسند و حد متوسط متفاوت است ، یعنی جوامع حد متوسط شان با هم متفاوت است،  با توجه به شرایط آن جامعه!  این را ما چگونه تحلیل می کنیم ؟ عمدتا زکات را برای این بخش از نیازهای اجتماعی اختصاص می یابد ، البته مازاد خمس باید به اینجا بیاید ، هم مازاد زکات باید برود برای تامین نیازهای مدیریتی ، و وضع اصلی زکات برای نیازهای اجتماعی است،  اما اگر این کم آورد ، باید برای تکمیل از آن استفاده کرد و برعکس . نکته ای که در اینجا وجود دارد ، نکته ی جالبی هم هست

چرا نیازهای مدیریتی و نیازهای دستگاه دولت از محل خمس باید تامین بشوند ولی نیازهای خود مردم و طبقات فقیر از محل زکات تامین بشود ؟

اینجا نکته ای است که از ظریف ترین نکاتی است که در فقه اسلامی ما آمده و در فقه شیعی مطرح است و در فقه مذاهب دیگر به این ظرافت نیامده است.

محل مصرف خمس

در روایت آمده که چرا خمس برای خدا و رسول و ذی القربی و یتامی و مساکین و ابن السبیل است ؟ زیرا اینها یتیمان و مساکین آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم هستند یعنی بستگان رسول الله،  بستگان امام علیه السلام،  اینها بستگان عائله ی امام اند ، عائله رئیس جامعه اند ! می فرماید خمس مخصوص خدا و رسول و ذی القربی،  یعنی مقام فرمانروایی،  خمس مربوط به پُست فرمانروایی است ، و هزینه های پُست فرمانروایی است که همه ی هزینه های مدیریتی جامعه را شامل می شود .

کارمندان و تشکیلات و …همگی بعد از عائله ی این فرمانروا که سادات اند ، اینها عائله امیرالمومنین و رسول خدا هستند ، که فرمانروا هستند ، امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف فرمانروا است

اینها مستحق خمس هستند ، چرا؟ چون محل خمس ربطی به مردم ندارد.

محل مصرف زکات

در روایت داریم که خمس را خداوند برای سادات قرار داد ، ولی زکات را برای مردم قرار داد.

زکات از درآمد خودِ مردم است و گرفته می شود ، در آیه ۱۰۳ توبه :

خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا

 و از اموال مؤمنان صدقات را دریافت دار که بدان صدقات نفوس آنها را پاک و پاکیزه می‌سازی و رشد و برکت می‌دهی

اما خمس در آیه ۴۱ سوره انفال:

 وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ

و (ای مؤمنان) بدانید که هر چه غنیمت و فایده برید خمس آن خاص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه سفر ماندگان (از خاندان او) است.

” اَنّ ” گفته یعنی از اول بود و همچنان خواهد بود . از ابتدا مال خدا بود و مال رسول بود. یعنی خمس که شما می دهید یعنی هر کسی که درآمدی دارد از معدن و زمین و …اینها همه انفال هستند ، این انفال باید وارد زندگی مردم بشود . از زمانی که توزیع نخستین شروع می شود و سپس تولید و سپس توزیع ثانوی است ، از همان اول آنچه وارد ملک مردم می شود،  چهار پنجم است یعنی اصلا یک پنجم  آن برای مردم نیست ، این خمس که ما باید بدهیم به دولت ، این چیزی است که باید مردم توجیه بشوند که توجیه نشده اند !خیلی هم روایت در این مورد داریم ، این خمسی که شما می دهید ، مال شما نبوده از اول هم نبوده ، در ملک شما آن چهار پنجم را ما به شما می دهیم ، نه اینکه شما یک پنجم را به خدا و رسول می دهید ! یعنی خدا و رسول به مردم در کسب و کارشان اجازه ی تملّک چهار پنجم و اجازه ی تملّک یک پنجم را نمی دهند . از اول این یک پنجم را مالک نمی شوند ، به استثنای آن مازاد بر هزینه آن یک پنجم مازاد از اول داخل مِلک شما نشده است و لذا هزینه و بار دولت بر دوش مردم اصلا نیست.

این نکته ای است که در نظام مالی اسلامی چقدر دقیق رعایت شده است ، که از آغاز هزینه و بار دولت و هزینه های دولت بر روی دوش مردم نرفته است و از اموال خداست ، در آیه ۴۱ سوره انفال می فرماید:” واعملوا اَنّما غنمتم من شئ فاَنّ لله خمسه و للرسول و لذی القربی و والیتامی و والمساکین و ابن السبیل…”

این یتیمان و ابن السبیل هم که بارشان به دوش مردم نیست ، بلکه بر عهده ی مدیریت جامعه است ، اما زکات نه ! زکات ” اوساخ اموال الناس ” است ، یعنی زکاتی که داده می شود مال شما را تطهیر می کند ولی در خمس نفرموده تطهیر می کند مال شما را ! اما در زکات می فرماید در آیه ۱۰۳ توبه  : ” خُذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها و…” این پولی که به عنوان زکات گرفته می شود خرج چه کسی می شود .

زکات

 خمس که از محل سبیل الله است ، می تواند نیازهای مدیریتی جامعه را تامین کند

خرج خودش نمی تواند بشود ! دقت کنید ما هنوز مردم خودمان را در رابطه با نظام مالی اسلامی توجیه نکرده ایم ، یعنی هنوز نفهمیده ایم قضیه چگونه است که فرهیختگان ما هم هنوز درست مطلع نیستند ، که چگونه باید هزینه کنیم و هزینه ها را تامین کنیم  !

 اصولا در اسلام چنین چیزی به عنوان مالیات نداریم ، ما می گوییم زکات !  زکات اصلا یعنی مالیات .

انواع زکات

 دقت کنید وقتی می گوییم زکات ، ۳ جور زکات داریم ( یکی از مشکلات و گرفتاریهای ما این است که احکام دینی ما تدوین اش به تناسب عصر طاغوت است ؛ که حکومت ، اسلامی نبوده ، این طور تدوین شده ! زکات یعنی در غلات اربع و انعام ثلاثه و نقدین ” مسکوکات نقره و طلا ” که اینها زکات واجب اند و نصاب دارند ، طبق این نصابها زکات واجب پرداخت می شود ،  منتها زکات فقط اینها نیست .

۱.زکات واجبی که حاکمیت می تواند آن را افزون بر این زکات واجب ، از مردم بگیرد .امیرالمؤمنین علیه السلام در دوران خلافت خودشان زکات بر اسب ها را واجب کردند ، در حالیکه اسب از انعام ثلاثه نیست .

هر جا زکات کم بیاید باید دولت به مقدار مورد نیاز باید از مردم زکات بگیرد ، ما اگر بگوئیم مردم زکات بدهید ! مردم اگر توجیه شوند ، اکثرا می پردازند .

یعنی ما باید ببینیم دولت کجا باید تامین هزینه کند ، این زکاتی که در عناصر ۹ گانه و در عرش آمده که این زکات قِسم اول که طلا و نقره است ، آن زکات واجب نیست ! تازه آن واجب هم اگر بگوئیم زمانی است که پول رایج در جامعه طلا و نقره باشد ، این را در مباحث اقتصادی به تفصیل مطرح کرده ایم.

پول حقیقی ، پول اعتباری

پول باید طلا و نقره باشد،  نه اینکه اینکه این اختیاری است ، اگر شد که شد و اگر نشد که نشد ، نخیر ! اصلا نظام اقتصادی اسلام مبتنی بر این است که پول رایج واسطه در مبادلات ، باید یک جنس باشد که ماهیتش حقیقی باشد ، ماهیتش اعتباری نباشد ، یک سری کاغذ را دولت چاپ می کند ، می گوید ۱۰۰۰ تومانی است یا ۱۰۰۰۰ تومانی است یا …پشتوانه ی این پول چیست ؟ دلار چاپ می کنند ، اصلا مبنای سرمایه داری همین پول ابتدایی است !

مبنای تورم چیست؟ چرا در جوامع تورم به وجود می آید؟ چون منشاء تورم همین پول اسکناسی است که در جامعه تزریق می کنند بدون پشتوانه!  چرا تورم می شود؟  چون یک کاغذی را بادش میکنید ، تبدیل به واسطه اقتصادی کشور می شود!  آنچه واسطه ی مبادله قرار می گیرد باید ماهیت حقیقی داشته باشد،  من نیاز دارم چیزی از شما خریداری کنم ، کالایی که در دست شماست ، زحمت کشیده اید و نیروی کار زحمت کشیده و کاری را انجام داده و کالایی را تولید می کند ، این کالا ماهیت حقیقی دارد ، حالا در مقابل این کالای حقیقی چه می گیرد ؟ کاغذ ! این عین ” اکل مال بالباطل ” است .

علت سلطه آمریکا بر اقتصاد جهانی همین دلار است که بدون پشتوانه است ،چون دلار می دهند که ماهیت حقیقی هم ندارد و به جای آن کالای مردم را وارد می کنند . این مشکل اصلی تورم در جوامع است ، و چون این دلار اعتبارش بر اساس قدرت سیاسی است نه قدرت اقتصادی،  زور است ، زور سیاسی است !

لذا هر جایی دعوایی می شود با یک کشور دیگر و اِعمال زور نسبت به آن کشور می کند خواه ناخواه پول آن کشور بی اعتبار می شود . چون اعتبار آن کشور هم باید بر مبنای زور باشد .

اِعمال تهدید می کند ! وقتی حاج قاسم سلیمانی را ترور می کند ، حتما اعتبار مولتان را هم پایین می آورد ، تشری که او می زند ، اعتبار پول ایران را پایین می آورد ، چرا ؟ چون اعتبار این پول به زور است ، زور سیاسی،  در حالیکه پول باید پشتوانه ی اقتصادی داشته باشد نه سیاسی!

پول باید خودش کالا باشد ، باید طلا و نقره باشد

اگر ما اکنون بگوئیم،  به اساتیدی که در نظام سرمایه داری دانش آموخته اند ، چه می گویند ؟ می گویند ما چگونه طلا بیاوریم ! بله ! شما چون در دنیای باد شده ی با اسکناس هستید

اگر بازارتان اسلامی شد و مبادلاتتان بر مبنای مبادلات حقیقی انجام شد ، قطعا طلا و نقره گره ها را باز می کند

در این مملکت در عرض چند روز ۷ میلیون سکه طلا فروخته شد،  یعنی چقدر اسکناس را می تواند جواب بدهد ؟

الان سکه ای که در دست مردم است

یک نفر اقتصاد دان است بیاید حساب بکند چقدر سکه در دست مردم است ! این سکه ها اگر ثروت مردم است ! از این سکه ها چه استفاده ای می شود ؟ همه اش پول ذخیره شده است،  یعنی سرمایه ی معطّل و بی خاصیت ! در این مملکت ثروت را تبدیل به سکه می کنیم و این سکه ها کجا می رود ؟ چه نقشی در بازار ما دارد ؟ هیچ

در معاملات با سکه معامله می کنیم؟  ! سکه باید گردش مالی ایجاد کند . سکه یک سرمایه یا کالای تشریفاتی نیست !که فقط خانواده ها انبار می کنند و بعد می گویند ما این مقدار سکه کشف کردیم شما خودتان سکه را فروختید !خودتان سکه را می دهید و بعد می گویید کشف کردیم

واقعا وضعیت حاکم بر جامعه ی ما ناراحت کننده است ، این راه درستی نیست . (شما به جای آنکه سکه ضرب کنید ) برای چه این سکه ها را ضرب می کنید ؟ چه فایده ای برای جامعه دارد ، وقتی در انبارها و صندو هاست ، که چه بشود ؟

وقتی می خواهید سکه ضرب کنید می گویید واویلا نداریم ، وقتی می گوییم سکه را تبدیل به اسکناس کنید و به پول مردم تبدیل کنید می گویید پول نداریم ، چقدر این حرف مزخرف است . پول باید طلا و نقره بشود . می شود چنین کرد . اگر چنین کنید ، اگر پول شما اولین پول دنیا نشد ! اگر دست شما از نظر اقتصادی از همه ی دست ها در دنیا برتر نشد ، اگر همهی دنیا برای اینکه با پول شما معامله کنند سر ودست نشکستند !این کار را بکنید

جرات داشته باشید،  پول باید طلا و نقره بشود.

زکات محل تامین نیازهای اجتماعی

زکات اجتماعی

زکات همان زکات در موارد نه گانه هم عمده اش زکات طلا و نقره است ، اینطوری است که به طلا و نقره زکات تعلق می گیرد .وقتی که در داد و ستد مردم حساب و کتاب داشته باشد ، این زکات واجب است

یک زکات واجبی داریم که هر گاه این زکات نه گانه تامین نیازهای اجتماعی که تنها مختص فقرا نیست بلکه جاده سازی و مدرسه سازی و ایجاد بیمارستان درمانگاه ، ورزشگاه و هر آنچه نیاز اجتماع است از زکات باید تامین شود .اگر کم آورد خمس را کمک می گیرند و از محل خمس باید تامین کنند ، همان طوری که خمس  نیازهای امنیتی ، نظامی ، امنیتی ، کارمندان دولت ، و از این موارد که حقوق شان را تامین می کند ، این دو نوع از هزینه هاست .

هزینه های خودِ دولت یکی هم هزینه های خدمات مردمی و نیازهای مردم از زکات تامین می شود و هر جا که زکات کفاف نکرد ، در هر کدام از موارد زکات واجب حکومتی می آید . حکومت می گوید من اینقدر زکات نیاز دارم و اسم مالیات بر آن نمی گذاریم . این زکات است ، زکات موارد نه گانه بود و الان می خواهم در میوه ها هم زکات بگیرم ، از صیفی جات می خواهم  بگیرم ، زکات از تولیدات پوشاک می گیرد ، از تولید لوازم خانگی زکات می گیرد . این زکات درست است. همان طوری که عرض شد حضرت علی علیه السلام در دوران حکومت شان که جنگهای شد بر اسب هم زکات معین کردند این نوع دوم زکات است و یک هزینه های سومی هم داریم که آن هزینه ای است که این دو منبع آنها را نمی تواند پوشش بدهد که معمولا حوادث غیر مترقبه ، شرایط خاص به آنها تعلق می گیرد . مهم ترین حق مردم است که مغفول است .

در سوره معارج آیات ۲۴ و ۲۵ :

وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ ، لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ

و آنان که در مال و دارایی خود حقّی معیّن و معلوم گردانند. تا به فقیران سائل و فقیران آبرومند محروم رسانند

هر مسلمانی موظف است،  یا روزانه یا هفتگی یا ماهانه ، که بهترین اش روزانه است ، از درآمدی که دارد باید مبلغی را در مسیر هزینه کند و می گویند صدقه در حالیکه این صدقه نیست ، این صدقه ای که روزانه گفته شده بدهید ، در زندگی و رشد و تامین نیازهای جامعه (باید هزینه شود) چون این مال است و پول است

تجمیع منابع زکوات

تجمیع منابع زکوات

 

 تاکید می کنم این نظام پراکنده ی خدمات اجتماعی ما باید متمرکز بشود و سازمان دهی بشود.

 کمیته امداد و بنیاد ۱۵ خرداد،  بهزیستی ، دفتر فرمان حضرت امام،  بنیاد مستضعفان یا اوقاف و …نیروهای متعدد !!! اینها باید از نظر مالی یکی شوند و صاحب صندوق مشترک شوند با مدیریت واحد در خرج کردن . لازم نیست سازمان ها ادغام شوند نه ! بلکه ورودی های مالی شان باید یکی شود و این صندوق ریشه کنی فقر و اشتغال و مسکن و … هر چه می خواهند به مردم بدهند ، در یک صندوق باشد ، همه یکی باشد . به مردم بسیار خوب می توانید خدمت کنید و با حساب و کتاب هم تامین بشوند .

والله اگر این پول ها یکجا جمع شود واقعا می توانیم هم اشتغال را کاملا تامین کنیم به بهترین وجه و هم فقر را برای همیشه ریشه کن کنیم . در آن روش همه پراکنده اند و هر کدام برای خودشان می گیرند ، کمیته امداد زکات را می گیرد ، اموال موقوفه را اوقاف می گیرد ، اصلا بنیاد مستضعفان برای چه تاسیس شده است ؟ برای اینکه بزرگراه تهران شمال درست کند ؟ اگر صندوق ایجاد اشتغال درست کرده و کارفرما و مسئول پروژه پول ندارد ، شما از صندوق به او وام بدهید ، اشتغال در جامعه ایجاد کنید ، این کار درست است . اما جاده و بیمارستان و مدرسه و…این کار شما نیست .این را به نیروی کار بسپارید و شرکت های مختلف که اشتغال تولید کنند و شما سرمایه و وام در اختیارشان قرار دهید.

قرض الحسنه اساس مدیریت اقتصادی

قرض الحسنه اساس مدیریت اقتصادی

وام قرض الحسنه زیرا قرض الحسنه یکی از ارکان گردش مالی در جامعه ی اسلامی است

چرا ما با قرض الحسنه این طور برخورد می کنیم! آن را به یک کار مبتذل تبدیل کردیم . تمام قوانین اصیل را مبتذل کردیم

قرض الحسنه اساس مدیریت اقتصادی و مالی جامعه است . این صندوق اشتغال را درست کنید

 و به مردم وام قرض الحسنه بدهید.

بله یک میلیارد قرض بدهید ، باید سر یک سال همین یک میلیارد را پس بدهد . چند هزار میلیارد ما می توانیم اگر این صندوق را درست کنیم ، قسم جلاله می خورم ، اگر این روش را در جامعه انجام دهیم ، ما می توانیم با قرض الحسنه بیشترین منابع اشتغال و سرمایه گذاری جامعه را تامین کنیم و کارخانه ها را راه بیاندازیم و کارخانههای تعطیل شده را فعال کنیم و کارخانه های جدید تاسیس کنیم ، تحول عظیمی در جامعه ایجاد می شود

دولت هر سال خودش می آید اعلام می کند که سالانه ۱۵٪ اضافه می کنیم بر قیمت ها ،این کاملا غلط است ، باید بگوید کلا افزایش قیمت ها را بر می داریم

یکی از کارهایی که اگر دولت اسلامی محقق شود این کار را باید انجام بدهید . در مباحث اقتصادی آورده ایم که یکی از وظایف دولت ارزان نگهداشتن کالاهاست، افزایش ممنوع

این چه قانونی است که گذاشته اید که هر سال ۱۵٪ افزایش و اکنون که برای اجاره مسکن گفته اند ۲۰٪ تا۲۵٪ اجاره را مجازند بالا ببرند . بر چه اساس و معیاری باید بالا برود ؟ هزینه ها باید پایین برود خود دولت باید اقدام بکند ، هزینه ی این خدمات را از محل هایی که عرض کردیم به عنوان انواع زکات تامین کند و بار را از روی دوش مردم پایین بیاورد . این باعث می شود که مردم وقتی می خواهند کالایی را عرضه کنند ! ارزان عرضه می کنند . چطور می شود که خودِ دولت بیاید کالای خودش را از ۱۰۰۰ به ۳۰۰۰ بالا ببرد و بگوید تو تاجر و کاسب کار و … احتکار نکن و گرانفروشی نکن و تعزیرات حکومتی را به جان کاسبان و بازاریان بیندازند و تعطیلی و جریمه و دستگیری و ….شما چه می کنید ؟ این ره که تو می روی به ترکستان است ای دولت تدبیری بیندیشید!  

دولت وقتی کالای خودش را ارزان کند و بالا ببرد به هیچ عنوان،  کالای دولتی باید قیمتش ثابت باشد و در نتیجه ثبات در قیمت ها رخ می دهد.

 شما می توانید متن جلسه یازدهم را بصورت یکجا در فایل pdf زیر دانلود و مطالعه فرمایید.

متن جلسه یازدهم آیت الله اراکی                                                                

این مطلب را با آن ها که دوستشان دارید به اشتراک بگذارید:

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.